تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
مخالفين توحيد از دو طرف - كه آنها « ثبات انواع » را به آن شكل به مسألهء توحيد چسباندند و اينها از اين طرف « تبدّل انواع » را به ماديت - كار را به جايى كشانيدند كه اساسا نظريهء داروين يك نظريهء صد در صد مادى تلقى شد و اثبات نظريهء « تبدّل انواع » نوعى موفقيت براى ماديگرى و شكست براى خداشناسى در ميان مردم تلقى شد . ما اينجا در دو قسمت بايد بحث كنيم . يك قسمت در همين موضوعى كه عنوان كرديم كه قطع نظر از اينكه در كتب مقدس مذهبى دنيا چه آمده است ، از نظر اينكه ما خداشناسى را يك مسألهء علمى و عقلى مىدانيم نه شرعى و تعبدى ( يعنى نمىگوييم چون در دين آمده است كه خدايى هست ، پس بگوييم خدايى هست ) ، معتقديم دلايل عقلى و علمى هم اقتضا مىكند كه ما قائل بشويم خدايى هست . پس ما از نظر فن و علم خداشناسى و از نظر قانون عقل بايد حساب كنيم كه آيا اعتقاد به وجود خدا ملازم است با اعتقاد به « ثبات انواع » و « خلقت » به همين شكلى كه گفته‌اند ، يا نه ؟ مرحلهء دوم اين است كه اگر نظريهء « تبدّل انواع » ثابت شد و فرضا با اصل توحيد هم منافات نداشته باشد ، آيا با آنچه در كتابهاى مقدس ( قرآن و تورات ) آمده است منافات دارد يا ندارد ؟

نظريهء « تبدّل انواع »

اما مرحلهء اول : رابطهء مسألهء توحيد و تكامل . اولا اينكه گفته مىشود كه از قديم در دنيا دو نظر بيشتر وجود نداشته است ، يكى نظريهء « تبدل انواع » و يكى نظريهء « حدوث انواع » ، از نظر تاريخ علم و فلسفه يكى از دروغهاى دنياست . اين دو نظريه البته وجود داشته است . نظريهء « تبدّل انواع » هم يك نظريهء بسيار قديمى است ، نه تنها ما مىگوييم قديمى است ، بلكه همه معتقدند كه قديمى است . حتى در اين كتابهاى قديمى خودمان مثل شفاى بوعلى و اسفار ملا صدرا ، اين نظريه را از قدماى يونانيها نقل كرده‌اند و خود فرنگيها هم مكرر از آنها نقل كرده‌اند . تاريخ علم از حدود پانصد سال قبل از ميلاد ، نظريهء « تبدّل انواع » را نشان مىدهد . مردى به نام انكسيمندروس ( 1 ) ( به
هامش
( 1 ) . گويا تلفظ فرانسوى آن « انكسيماندر » است .