موجودات با كتابهاى آسمانى جور در مىآيد يا جور در نمىآيد ، يك مطلب است ، با توحيد جور در مىآيد يا جور در نمىآيد ، مطلب ديگرى است . اگر از نظر توحيدى بحث كنيم ، قانون داروينيزم يك قانون توحيدى است .
مسألهء « خير و شر »
يك مسألهء ديگر به اصطلاح حكما مسألهء « خير و شر » است . يكى از ادلّهء مخالفى كه مىآورند ، اين است كه مىگويند اگر خدايى در عالم مىبود ، اينهمه شرور و نواقص در دنيا نبود ، مثلا مرگ در دنيا نبود ، درد در دنيا نبود ، ظلم در دنيا نبود . مىگويند در كنار آن نظمهايى كه ما در عالم مىبينيم كه آنها ما را بر وجود خدا دلالت مىكند ، يك بىنظميهايى هم در عالم مىبينيم كه آنها هم دلالت مىكند بر اينكه خدايى نيست ، اينها را چطور جواب مىدهيد ؟ اگر خدايى در عالم باشد ، بايد هر چه هست همه خير باشد ، شرّى نبايد وجود داشته باشد ، پس اين شرورى را كه در عالم وجود دارد چگونه توجيه كنيم ؟ اين هم به نظر من يك مسألهء خوبى است .
در باب يگانگى خداوند ، در خود قرآن روى آن استدلال شده است ،
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا »
( 1 ) يك استدلال منطقى فلسفى در قرآن است ، يا :
« قُلْ لَوْ كانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَما يَقُولُونَ إِذاً لَابْتَغَوْا إِلى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا ، سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً »
( 2 ) ، يا در سورهء
« قَدْ أَفْلَحَ »
مىفرمايد :
« . . . إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ »
( 3 ) . اصلا قرآن روى اين [ مطلب ] استدلال عقلانى كرده است .
البته قبول دارم كه اين بحث ، بحثى است در حدود بحثهاى خشك فلسفى ، ولى آن دو مطلب ديگر [ داروينيزم و مسألهء خير و شر ] مطالب سر راست سادهاى هستند .
جلسهء آينده وارد بحث داروينيزم مىشويم ، بعد اگر آقايان خواستند ، وارد مسألهء توحيد هم مىشويم .
هامش
( 1 ) . انبياء / 22 .
( 2 ) . اسراء / 42 و 43 .
( 3 ) . مؤمنون / 91 .