تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
بعضى از حرفهايى كه بوعلى گفته است با « اصالت وجود » جور در مىآيد . من هم قبول دارم ، كما اينكه بعضى از حرفهاى ديگر او هم با « اصالت ماهيت » جور در مىآيد . ملا صدرا مىگويد اصلا آنچه كه در خارج حقيقت دارد ، نفس هستى است ، اشياء ديگر ( هر چيز ديگرى كه ما مىگوييم ) مثل جلوه‌ها و اعتباراتى است از هستى كه در ذهن ما مىآيد . ما مىگوييم انسان هست ، درخت هست ، سنگ هست ، خيال مىكنيم آن كه متن واقع را تشكيل مىدهد انسان است كه داراى صفتى است به نام هستى ، درخت خودش چيزى است با صفتى به نام هستى ، سنگ چيزى است با صفتى به نام هستى ، اين طور نيست . هستى وجود دارد ، آن هستى سنگ كه وجود دارد ، يك هستى خاصى است و ذهن شما وقتى با آن هستى برخورد مىكند ، از آن يك جلوه‌اى پيدا مىكند و آن نقشى كه در ذهن شما مىآيد سنگ يا ماهيت ناميده مىشود . در واقع اين طور نبايد بگوييم : سنگ هست . اگر بخواهيم حقيقت را بگوييم ، بايد بگوييم : هستى در يك جا سنگ است ، هستى در جاى ديگر انسان است ، هستى در جاى ديگر درخت است . هستى تنوعات مختلفى پيدا مىكند ، درست مثل امواج دريا كه آب ، امواج مختلف پيدا مىكند ، در يك جا اين شكل را پيدا مىكند و در جايى شكل ديگر . آن كه واقعا وجود دارد خود همين آب درياست ، اين رنگها ، شكلها و تعيّنات به علل خارجى پيدا مىشوند . اين معنى اجمالى از « اصالت وجود » است . او حرفش را روى تصور نياورده كه ما تصورى داريم از ذات كامل ، تصورى داريم از وجود مطلق ، تصورى داريم از لا يتناهى . بعد كه ثابت مىشود تمام معانى و مفاهيمى كه از اشياء خارجى داريم ، تعيّناتى است كه ذهن ما از هستيها درك مىكند و آن كه واقعا وجود دارد خود هستى است ، روى هستى تأملى مىكند كه خود هستى چيست ؟ روى هستى در ذات خودش حساب مىكند . در تقسيم اوّلى در ذهن انسان اين طور مىآيد كه هستى ممكن است دو جور باشد : يكى آنكه ناقص و محدود باشد ، ديگر آنكه كامل باشد . آنچه طبيعت هستى ايجاب مىكند - كه لازمهء هستى بودن آن است - كمال مطلق ، ضديت يا نيستى ، ابديت و هميشگى بودن است . محدوديت ، عدم و نيستى است . اين عدم و نيستى را بايد ببينيم از كجا پيدا مىشود ، و الّا اگر ما در ذات هستى تعمق كنيم ، ذات هستى مساوى با وجوب وجود ، لانهايى و كامل مطلق بودن است . آنگاه ناقص بودن ، محتاج بودن ، تمام اينها ناشى از جاى ديگر است ، ناشى از چيست ؟ وقتى كه ذات هستى عليت پيدا
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 218 | مرتضى مطهرى