تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
انسان باشد و خود اينها يك سلسله واقعيّتها باشند كه انسان به واقعيّت خودش به سوى آن واقعيّتها حركت مىكند ؛ همين‌طور كه در خير محسوس ، انسان با واقعيّت محسوسش به سوى واقعيّتهاى محسوسى حركت مىكند آنها هم يك واقعيّتهايى باشند كه انسان با واقعيّت معقولش به سوى آن واقعيّتها حركت مىكند . تكامل انسان هم فقط با اين فرض قابل تصوّر است ، و اگر اين را از انسان بگيريم تكامل در انسانيّت معنى ندارد هر چند تكامل در ابزار معنى دارد . پس ارزشها همان خيرهاى واقعىاند . اين حرف هم حرف بىاساسى است كه ما بياييم آنچه را كه بشر دنبالش مىرود تقسيم كنيم به سودها و ارزشها ، و بعد بگوييم ارزشها كه هيچ و پوچ است ، منطقى نيست و عقل هيچ‌گاه حكم نمىكند برو دنبال اينها ولى انسان مىرود ؛ انسان يك كارهاى ديوانگى ( غير عقلى يعنى ديوانگى ) و غير عقلانى هم دارد ، حال اگر چه ضدّ عقل نيست كه بگوييم بر ضدّ حكم عقل است ولى بالاخره عقلى هم نيست و مساوى مىشود با كار ديوانگى ، و به عبارت ديگر يك نوع خل‌گرىهايى است ولى خل‌گرىهاى خوبى است كه لازم است باشد . تازه اين « خوب است و لازم است باشد » اساساً معنى ندارد . بالاخره ناچاريم اينها را يك سلسله خل‌گرىها براى بشر بدانيم . از اين بحث مىگذريم . حال بحث فطرى بودن دين مطرح است . اينهايى كه مىگويند دين فطرى است مقصودشان چيست ؟ چه دليلى بر فطرى بودن دين دارند ؟ يعنى علائم فطرى بودن چيست و آيا آن علائم در دين وجود دارد يا وجود ندارد ؟ كه جزء سؤالهايى بود كه قبلًا كرده بودند كه « علائم فطرى بودن چيست ؟ آيا دين فطرى هست يا فطرى نيست ؟ و چه نظريّاتى در باب منشأ دين گفته شده است ؟ » كه يك نظريّه‌اش همين نظريّهء فطرى بودن است . در مقابل نظريّهء فطرى بودن در باب خصوص دين ، چه نظريّاتى است ؟ كه آن مقاله‌اى كه در جلسهء پيش عرض كردم ، در اطراف همين موضوع يعنى « نظريّات دربارهء منشأ پيدايش دين » است . قرار شد كه آقاى . . . در اطراف اين مقاله كنفرانس بدهند . در حدود بيست سال پيش در قم نشريّه‌اى منتشر مىشد به نام « نشريّهء سالانهء مكتب تشيّع » . شايد هفت هشت شماره به صورت سالانه منتشر شد ، سه چهار شماره هم به صورت سه‌ماهه منتشر شد . در آن نشريّات سالانه - ظنّ بسيار قوى دارم كه در شمارهء اوّل آن - مقاله‌اى آقاى مهندس بيانى ترجمه كرد تحت عنوان « دين يا بعد