از بين مىرود . احاديثى داريم كه حكم ضرب المثل را پيدا كرده ، مىگويد :
* « للحقّ دولة و للباطل جولة » حق دولت باقى دارد ، اما باطل را جولانى است و يك نمود است و زود تمام مىشود .
* « للباطل جولة ثمّ يضمحلّ . »
باطل را جولانى است و بعد مضمحل و نابود مىشود ( ولى حق ، جريان و ادامه و بقا دارد ) .
ضمناً در اينجا معلوم شد كه باطل از حق پيدا مىشود همين طور كه كف از آب پيدا مىشود و همانطور كه سايه از شخص پديد مىآيد . معلوم است كه اگر حقّى نبود باطلى هم نبود ؛ چرا كه باطل مىخواهد با نام حق و در سايهء حق و در پرتو حق زندگى كند .
حق مانند آبى است كه وقتى مسير خودش را طى مىكند ، در بستر خويش با يك آلودگيهايى روبرو مىشود و زبالههايى را هم با خود مىبرد ؛ بعد اين زبالهها را به اين طرف و آن طرف مىزند و در نتيجه كفهاى كثيفى به وجود مىآيد . اين ، لازمهء طبيعى حركت و جريان آب است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 448
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٤٨