معناى فطرت
موضوع بحث « فطرت » است . بحث فطرت از يك طرف يك بحث فلسفى است . . . ( 1 ) موضوعات مهمّ فلسفه اين سه موضوع است : خدا ، جهان ، انسان . اين بحث ، بحثى است مربوط به « انسان » و مىتوان گفت از يك نظر و از يك شاخه مربوط است به انسان و خدا ؛ يك سر مسأله انسان است و سر ديگر آن ، خدا . در منابع اسلامى ، يعنى در قرآن و سنّت ، روى اصل فطرت تكيهء فراوان شده است كه مقدارى از آنها را كه قبلًا يادداشت كردهام در اين جلسه مطرح مىكنم . اينكه قرآن براى انسان قائل به فطرت است يك نوع بينش خاص دربارهء انسان است .
كلمهء « فطرت » چه كلمهاى است و آيا قبل از قرآن كسى اين كلمه را در مورد انسان استعمال كرده است ، يا از جمله كلماتى است كه براى اولين بار قرآن آن را در مورد انسان به كار برده است ؟ ظاهراً اين كلمه قبل از قرآن سابقهاى ندارد و براى اوّلين بار قرآن اين لغت را در مورد انسان به كار برده است كه قرائنش را بعد عرض مىكنم .
ما ابتدا بايد ببينيم كه خود لغت « فطرت » چه لغتى است و دقيقا ريشهء اين لغت را
هامش
( 1 ) . [ افتادگى از نوار است . ]