معشوق و محبوبى كاملتر و عالىتر است ؛ محبوبى كه كمال لا يتناهى است . به دنبال هر محبوبى كه مىرود ، در حقيقت ، نشانى از محبوب اصلى و واقعى خود در او مىبيند و به گمان محبوب اصلى به سراغ او مىرود ، امّا پس از وصال چون خاصيّت آن محبوب اصلى را در او نمىبيند و احساس مىكند كه اين موجود قادر نيست خلأ وجودى او را پر كند ، به سراغ محبوبى ديگر مىرود ، و همين طور . . . مگر آنكه روزى به محبوب اصلى و حقيقى خود نائل گردد ؛ آن وقت به كمال واقعى خود كه اتّصال به كمال لا يتناهى است ، خواهد رسيد و در بهجت و سعادت كامل غرق مىگردد و براى هميشه آرام مىگيرد و ديگر خستگى و افسردگى و كسالت در او راه نمىيابد
( أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ )
( 1 ) .
قرآن كريم دربارهء بهشت مىفرمايد :
« لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا »
( 2 ) يعنى اين تفاوت ميان نعمتهاى آخرت و اين دنيا هست كه در اين دنيا انسان طالب تحوّل و تغيّر است ، امّا در آخرت طالب تغيّر و تحوّل و نو شدن و عوض شدن نيست .
به هر حال ، مسلّماً انسان در اين دنيا طالب تجدّد و تنوّع است . تجدّد موجب انبساط و شكفتگى خاطر مىگردد ، خصوصاً اگر آن تجدّد و تنوّع در جهت حيات و تازگى زندگى باشد . تجدّد و تنوّع ، كدورت و ملال را از خاطر مىزدايد .
هر زمان نو صورتى و نو جمال * تا ز نو ديدن فرو ميرد ملال
در تشريع نيز اين نكته رعايت شده ، در هفته ، روزى و در سال ، ماهى براى عبادت اختصاص داده شده است ؛ يعنى تشريع به بدرقهء تكوين رفته است . روز جمعه در هفته ، و ماه رمضان در سال ، اوقات تجديد حيات معنوى و زدودن خاطر از ملالها و كدورتهاى مادّى است . در حديث است :
لكلّ شىء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان ( 3 ) .
هر چيزى بهار و فصل تجديد حياتى دارد ؛ بهار و فصل تجديد حيات قرآن در دل اهل ايمان ، ماه رمضان است .
هامش
( 1 ) . آرى ، با ياد خدا دلها آرامش گيرد . ( رعد / 28 )
( 2 ) . نعمتهاى بهشت چنان است كه هيچگاه بهشتيان تغيير و تبديل آن را خواستار نباشند . ( كهف / 108 )
( 3 ) . كافى ، ج 2 / ص 630 .