درسى كه از فصل بهار بايد آموخت ( * )
ميل به تنوّع و تجدّد
انسان حالتى دارد كه از يكنواختى ملول مىشود ، طالب تجدّد و تنوّع است .
تجدّد و نوخواهى ، احتياجى است در وجود بشر . امّا اينكه رمز اين كار چيست ، چرا بشر در كمال اشتياق چيزى را طلب مىكند و همينكه به او رسيد از شدّت و هيجانش كاسته مىشود ، كم كم به سردى و خستگى و احياناً به تنفّر و انزجار منتهى مىشود ، مطلبى است كه امشب نمىخواهم وارد بحث آن بشوم .
بعضى گمان مىكنند كه اين خصيصه ، ذاتى بشر است . بشر هميشه مشتاق و آرزومند چيزهايى است كه ندارد . داشتن ، مدفن عشق و علاقه و خواستن است . امّا بعضى ديگر نظر دقيقترى دارند . مىگويند اگر واقعاً چيزى مطلوب غريزى و ذاتى بشر باشد ، ممكن نيست كه وصال او را سرد و افسرده كند . در نهاد و غريزهء بشر
هامش
( * ) . اين سخنرانى در 18 رمضان 78 مطابق 7 فروردين 38 ايراد شده است .