طوبى لمن عشق العبادة و عانقها ( 1 ) .
خوشا به حال افرادى كه به عبادت عشق مىورزند و آن را در آغوش مىگيرند .
در اين حديث ، رسول اكرم مىخواهد بفرمايد تنها كسانى از ثمرات و نتايج عالى عبادت بهرهمند مىگردند كه عبادت را طورى انجام دهند كه قلب آنها عاشقانه عبادت را انتخاب كند و بپذيرد .
خوب عبادت كردن و از مواهب آن بهرهمند شدن حساب و قاعده و به اصطلاح مكانيسمى دارد و مربوط است به حسن مديريّت خود ؛ يعنى خود را ، احساسات خود را ، عواطف خود را ، غرايز خود را و بالاخره قلب و دل خود را خوب اداره كردن . دل و احساس و عاطفه از هر چيز ديگر بيشتر نيازمند به مديريّت صحيح است . اكنون بر مىگرديم به مديريّت اجتماعى .
امامت و رهبرى امّت
گفتم رشد يعنى قدرت مديريّت . وقتى كه انسان مىخواهد انسانهاى ديگر را اداره كند يعنى وقتى كه موضوع رشد ادارهء انسانهاى ديگر باشد ، آن را « مديريّت و رهبرى » مىناميم . اين نوع از رشد در اصطلاح اسلامى « هدايت » و به تعبير رساتر « امامت » ناميده مىشود .
دقيقترين كلمهاى كه بر كلمهء « امامت » منطبق مىشود همين كلمهء « رهبرى » است . فرق نبوّت و امامت در اين است كه نبوّت ، راهنمايى و امامت ، رهبرى است .
نبوّت ، ابلاغ ، اخبار ، اطّلاع دادن ، اتمام حجّت و راهنمايى است . راهنما چه مىكند ؟
راه را نشان مىدهد ؛ وظيفهاش بيش از اين نيست كه راه را نشان دهد . ولى بشر علاوه بر راهنمايى به رهبرى نياز دارد ؛ يعنى نيازمند است به افراد يا گروه و دستگاهى كه قوا و نيروهاى وى را بسيج كنند ، حركت دهند ، سامان و سازمان بخشند . نبوّت ، راهنمايى است و يك منصب است ؛ امّا امامت ، رهبرى است و منصب ديگرى است . پيغمبران بزرگ ، هم نبىّ و هم امام هستند . پيغمبران كوچك فقط نبى بودند و امام نبودند ، رهنما
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 / ص 83 ، و در آن « فعانقها » آمده است .