تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩

نتيجه

از مجموع آنچه گذشت معلوم شد كه رسول اكرم به حكم تاريخ قطعى و به شهادت قرآن و به حكم قرائن فراوانى كه از تاريخ اسلام استنباط مىشود ، لوح ضميرش از تعلّم از بشر پاك بوده است . او انسانى است كه جز مكتب تعليم الهى مكتبى نديده و جز از حق دانشى نياموخته است . او گلى است كه جز دست باغبان ازل دست ديگرى در پرورشش دخالت نداشته است . او با آنكه با قلم و كاغذ و مركّب و خواندن و نوشتن آشنا نبود ، در كتاب مقدّس خويش به قلم و آثار قلم به عنوان يك امر مقدّس سوگند ياد كرد ( 1 ) و در اوّلين پيام آسمانى خود فرمان خواندن داد ؛ علم و دانش و صنعت به كار بردن قلم را ، پس از نعمت آفرينش ، بزرگترين نعمت ارزانى شده به بشر معرّفى كرد ( 2 ) . آن كس كه خود قلم به دست نگرفته بود بلا فاصله پس از ورود به مدينه و ايجاد امكانات ساده ، « نهضت قلم » ايجاد كرد و با آنكه خود معلّمى از بشر نديده بود و دار العلم و دانشگاهى طى نكرده بود ، خود معلّم بشر و پديدآورندهء دارالعلم‌ها و دانشگاهها شد .
هامش
( 1 ) « ن وَ الْقَلمِ وَ ما يَسْطُرونَ » ( قلم / 1 ) . ( 2 ) . « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ ، خَلَقَ الانْسانَ مِنْ عَلَقٍ ، اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الاكْرَمُ ، الَّذي عَلَّمَ بِالْقَلمِ ، عَلَّمَ الانْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ » ( علق / 1 - 5 ) .