تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
ذيل آيه قرينه است كه مقصود معنى دوم است ، زيرا مضمون آيه اين است : « آنها گفتند افسانه‌هاى پيشينيان را نوشته ( يا ديگران برايش نوشته‌اند ) پس هر بامداد و پسين بر او قرائت مىشود » . « اكتتاب » را به صورت ماضى و « املاء » را به صورت جارى و مستمر ذكر كرده است ؛ يعنى چيزهايى كه قبلًا آنها را نويسانيده است ، ديگران كه سواد خواندن دارند هر صبح و شام مىآيند و بر او مىخوانند و او از آنها ياد مىگيرد و حفظ مىكند . اگر خود پيغمبر خواندن مىدانست لزومى نداشت بگويند ديگران هر صبح و شام بر او املاء مىكنند ، كافى بود بگويند خودش مراجعه مىكند و به ذهن مىسپارد . پس حتّى كافران زورگو و تهمت ساز زمان پيغمبر نيز - كه همه گونه تهمت به او مىزدند : ديوانه‌اش مىخواندند ، ساحر و جادوگرش مىناميدند ، كذّابش لقب دادند ، به تعلّم شفاهى از افواه ديگران متّهمش كردند - نتوانستند ادّعا كنند چون خواندن و نوشتن مىداند محتويات كتابهاى ديگر را به نام خودش براى ما مىخواند .