ابن خلّكان در جلد 4 تاريخ خود ذيل احوال محمّد بن عبد الملك معروف به « ابن الزّيات » وزير معتصم و متوكّل مىنويسد :
« وى قبلًا جزء دبيران معتصم خليفهء عبّاسى بود و وزارت را احمد بن شاذى بصرى به عهده داشت . روزى نامهاى براى معتصم رسيد و وزير آن نامه را براى خليفه قرائت كرد . در آن نامه كلمهء « كلاء » آمده بود . معتصم كه از معلومات بهرهاى نداشت از وزير پرسيد : كلاء چيست ؟ وزير هم نمىدانست . معتصم گفت : « خليفة امّىّ و وزير عامّىّ » يعنى خليفهاى درس ناخوانده و وزيرى جاهل . آنگاه گفت بگوييد يكى از دبيران بيايد . ابن الزّيات حاضر بود و آمد . اين كلمه را با چند كلمهء ديگر كه قريب المعنى بودند معنى كرد و تفاوت آنها را گفت . همين امر مقدّمهء وزارت ابن الزّيات شد . »
معتصم كه به لغت عامّه سخن مىگفته است ، از كلمهء « امّى » درس ناخوانده قصد كرده است . نظامى مىگويد :
احمد مرسل كه خرد خاك اوست * هر دو جهان بستهء فتراك اوست
امّى گويا به زبان فصيح * از الف آدم و ميم مسيح
همچو الف راست به عهد وفا * اوّل و آخر شده بر انبيا
2 آيا از قرآن استفاده مىشود كه رسول اكرم مىخوانده و مىنوشته است ؟
آقاى دكتر سيّد عبد اللّطيف مدّعى است از بعضى از آيات قرآن صراحتاً مىتوان فهميد كه آن حضرت ، هم مىخوانده و هم مىنوشته است ، از آن جمله آيهء 164 از سورهء آل عمران است :
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ .