در عبارت
« الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ »
: آنها كه به حقايق نهانى ايمان دارند ، كلمهء « غيب » يك كلمه است به جاى چندين كلمه : ايمان به خدا هست ، ايمان به صفات پروردگار هست ، ايمان به دستگيريهاى نهانى و غيبى در يك شرايط معيّن نيز هست .
حال كلمهء « غيب » را تا اندازهاى كه متناسب با اين جلسه باشد ، شرح مىدهم ، بعد دنبالهء عرايضم را عرض مىكنم .
« غيب » يعنى چه كه فرق آدم مؤمن و غير مؤمن در ايمان به غيب است . عرض كردم غيب يعنى نهان ، مخفى ، پنهان . باز مطلب حل نشد . پنهان از چى ؟ الآن كه ما در اين محوطه هستيم پشت اين ديوار از ما پنهان است . پس اگر ما ايمان داشته باشيم كه در پشت اين ديوار چه مىگذرد ، ايمان به غيب است ؟ اگر الآن از ما بپرسند در فاصلهء مثلا 500 مترى زير اين زمين كه ما روى آن نشستهايم ، چيست ؟ نهان است ، نمىدانيم . آيا اگر بدانيم ، اين ايمان به غيب است ؟ نه . فردا از ما نهان است ، آيا اگر ما به قضايايى كه فردا واقع مىشود ايمان داشته باشيم و از حالا پيشگويى كنيم و اعتقاد داشته باشيم كه فردا چه حوادثى اتّفاق مىافتد ، اين ايمان به غيب است ؟ نه . حتّى گذشته از ما پنهان است ، آيا ايمان به گذشته غيب است ؟ نه . پس مقصود از ايمان به غيب چيست ؟ ايمان به نهان چيست ؟ نهان از چى ؟ اينجا بايد توجّه بفرماييد .
يك چيزهايى در اين عالم هست كه با حواسّ ما : حسّ باصره ، حسّ سامعه ، حسّ لامسه ، حسّ ذائقه و حسّ شامّه قابل ادراكاند ( به قول بعضى ما بيش از اينها حواس داريم ولى از همين نوع است ) . پشت اين ديوار الان از ما مخفى است ولى براى ما اين امكان هست كه با چشم خودمان آنچه را كه در پشت اين ديوار مىگذرد ببينيم ، يعنى از چشم ما نمىتواند پنهان باشد ، چشم ما قادر است آن را ببيند . گوش ما قادر است اصوات را بشنود ، ذائقهء ما قادر است طعمها را بچشد ، لامسهء ما قادر است اشياء را لمس كند و شامّهء ما قادر است ببويد . اينها را مىگويند « شهادت » يعنى چيزهايى كه انسان با ظاهر بدنش مىتواند آنها را درك كند . ما يك ادراكات پوستهاى داريم كه در ظاهر بدن ما تعبيه شده است و در اين حدود حيوانات هم دارند ، يعنى حواسّى كه ما داريم حيوانات هم دارند و احياناً در بعضى از اين حواس ، حيوانات از ما قوىتر و نيرومندتر هستند . چشم بسيارى از حيوانات از چشم انسان تيزتر است . گوش بسيارى از حيوانات و از آن جمله سگ از گوش انسان بسيار حسّاستر است . شامّهء بسيارى از حيوانات و از جمله مورچه ، همين مورچهء ضعيف ، از انسان فوق العاده