كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَ
.
يكديگر را از ارتكاب منكرات نهى نمىكردند و چه بد مىكردند .
در روايات معتبر اسلامى راجع به نقش مثبت و منفى امر به معروف و نهى از منكر بسيار سخن رفته است و مجالى براى نقل آنها نيست .
د . فسق و فجور و فساد اخلاق : در اين زمينه نيز آيات بسيارى هست . يك سلسله آيات همانهاست كه « ترف » و « مترف » بودن را علّت هلاكت مىشمارد ( 1 ) و ديگر اكثر آياتى كه در آنها كلمهء « ظلم » به ميان آمده است . در اصطلاح قرآن ، ظلم اختصاص ندارد به تجاوز فرد يا گروهى به حقوق فرد يا گروه ديگر ، شامل ظلم فرد به نفس خود و شامل ظلم يك قوم به نفس خود نيز مىشود . هر فسق و فجور و هر خروج از مسير درست انسانيّت ، ظلم است . ظلم در قرآن در حقيقت مفهوم اعمّى دارد كه هم شامل ظلم به غير مىگردد و هم شامل فسق و فجور و كارهاى ضدّ اخلاقى . غالبا مورد استعمال اين كلمه مصداق دوم است . آياتى از قرآن كه ظلم به معنى اعمّ را علّت هلاك يك قوم شمرده بسيار زياد است و از حوصلهء بحث مختصر ما خارج است .
از مجموع اين معيارها مىتوان نظر قرآن را دربارهء بنياد جامعه و بنياد تاريخ به دست آورد . قرآن براى بسيارى از امور كه برخى آنها را به اصطلاح « روبنا » مىخوانند ، نقش قاطع و تعيينكننده قائل است .
هامش
( 1 ) . رجوع شود به سورهء هود آيهء 116 و انبياء آيهء 13 و مؤمنون آيات 33 و 64 .