تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣

1 بىدليلى

اوّلين انتقاد اين است كه اين نظريّه از حدّ يك « تئورى » بدون دليل تجاوز نمىكند . يك نظريّهء فلسفى تاريخى يا بايد بر تجربهء تاريخى واقعيّتهاى عينى زمان خودش مبتنى باشد و به دوره‌هاى ديگر تعميم داده شود و يا بايد بر اساس شواهد تاريخى از واقعيّات گذشته بنا شده باشد و به زمان حال و آينده تعميم داده شود و يا بايد به شيوهء قياسى و استدلال منطقى بر اساس يك سلسله اصول علمى ، منطقى ، فلسفى ثابت و از پيش پذيرفته شده به اثبات رسيده باشد . تئورى ماترياليسم تاريخى بر هيچ يك از اين روشهاى نامبرده مبتنى نيست . نه واقعيّات زمان ماركس و انگلس از اين راه قابل توضيح بوده است تا آنجا كه انگلس تصريح مىكند كه من و ماركس اشتباهى كه در برخى كتب در زمينهء اهمّيت اقتصاد مرتكب شديم ، آنجا كه به تحليل واقعيّتهاى زمان خود پرداخته‌ايم نظر به اينكه با خود واقعيّت مواجه بوده‌ايم از آن اشتباهات مبرّا هستيم ، و نه واقعيّتهاى تاريخى در طول چند هزار سال تاريخ بشر آن را تأييد مىكند تا آنجا كه انسان وقتى كه كتابهاى « حكيم فرموده » را كه اجبارا مىخواهند تاريخ گذشته را با مادّيت تاريخ توجيه كنند مىخواند ، از توجيه و تأويلهاى حضرات سخت دچار شگفتى مىشود . مثلا در كتاب تاريخ جهان . . . ( 1 )
هامش
( 1 ) . [ در اينجا در نسخهء دستنويس ، استاد شهيد هفت سطر جاى خالى باقى گذاشته‌اند براى نقل قول از كتابى كه به احتمال قوى تاريخ جهان باستان مىباشد . ]