يگانگى يا چندگانگى جامعهها از نظر ماهيّت
طرح اين مسأله نيز - چنان كه قبلا اشاره شد - براى هر مكتب ضرورى است ، زيرا با طرح اين مسأله است كه روشن مىگردد آيا همهء جامعههاى انسانى مىتوانند تابع و پيرو يك ايدئولوژى باشند ، يا به تعدّد و تنوّع جامعهها بايد ايدئولوژيها متنوّع و متعدّد باشد ، هر قومى و هر ملّتى و هر تمدّن و فرهنگى بايد ايدئولوژى خاصّ خود را داشته باشد ، زيرا ايدئولوژى عبارت است از مجموع طرحها و راههايى كه جامعه را به سوى كمال و سعادتش رهبرى مىكند . و از طرفى مىدانيم كه هر نوعى خواص و آثار و استعدادهاى ويژهاى دارد و كمال و سعادتى خاصّ خود او در انتظار اوست . هرگز كمال و سعادت اسب عين كمال و سعادت گوسفند يا انسان نيست . پس اگر جامعهها - كه فرض بر اصالت و عينيّت آنهاست - همه داراى يك ذات و يك طبيعت و يك ماهيّت باشند ، امكان اينكه ايدئولوژى واحد داشته باشند هست و اختلافاتشان در حدود اختلافات فردى يك نوع است ، و هر ايدئولوژى زنده مىتواند در حدود اختلافات فردى انعطاف و قابليّت انطباق داشته باشد ، امّا اگر جامعهها داراى طبيعتها و ماهيّتها و ذاتهاى مختلفى باشند ، طبعا طرحها و برنامهها و ايدهها و كمالها و سعادتهاى