فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ
( 1 ) .
خداوند عذاب خويش را به صورت جمعى بر عموم مردم ثمود فرود آورد ، زيرا كه عموم مردم ثمود به تصميمى كه يك فرد گرفت خشنود بودند و آن تصميم كه به مرحلهء عمل درآمد در حقيقت تصميم عموم بود . خداوند در سخن خودش كار پى كردن را در عين اينكه وسيلهء يك فرد صورت گرفته بود به جمع نسبت داد و گفت آن قوم پى كردند و نگفت فردى از آن قوم پى كرد .
اينجا نكتهاى است كه خوب است يادآورى شود و آن اينكه خشنودى به گناهى ، مادام كه صرفا خشنودى باشد و عملا شركت در آن گناه تلقّى نشود ، گناه شمرده نمىشود ، مثلا فردى گناه مىكند و ديگرى پيش از گناه و يا بعد از آن از آن آگاه مىشود و از آن خشنود مىگردد . حتّى خشنودى اگر به مرحلهء تصميم برسد و به مرحلهء عمل نرسد بازهم گناه تلقّى نمىشود ، مثل اينكه خود فرد تصميم به يك گناه مىگيرد ولى عملا به انجام نمىرسد . خشنودى آنگاه گناه تلقّى مىشود كه نوعى شركت در تصميم گناه يك فرد و به نوعى مؤثّر در تصميم او و عمل او تلقّى شود . گناهان اجتماعى از اين قبيل است . جوّ اجتماعى و روح جمعى به وقوع گناهى خشنود مىگردد و آهنگ آن گناه را مىنمايد و يك فرد از افراد اجتماع كه خشنودىاش جزئى از خشنودى جمع و تصميمش جزئى از تصميم جمع است مرتكب آن گناه مىشود ، و در اينجاست كه گناه فرد گناه جمع است . سخن نهج البلاغه كه ضمنا اشاره به مفاد آيهء قرآن است ، ناظر به چنين حقيقتى است نه به خشنودى و خشم محض كه به هيچ وجه شركت در تصميم و عمل شخص مباشر گناه محسوب نشود .
در قرآن احيانا كار يك نسل را به نسلهاى بعدى نسبت مىدهد ، آنچنان كه اعمال گذشتهء قوم بنى اسرائيل را به مردم زمان پيغمبر نسبت مىدهد و مىگويد اينها به موجب اينكه پيامبران را به ناحق مىكشند استحقاق ذلّت و مسكنت دارند . اين از آن جهت است كه اينها از نظر قرآن ادامه و امتداد همانها بلكه از نظر روح جمعى عين آنها هستند كه هنوز هم ادامه دارند . اينكه مىگويند « بشريّت از مردگان بيشتر تشكيل شده تا از زندگان » ( 2 ) يعنى در بشريّت هر زمانى مردگان و گذشتگان در تشكيل
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 199 ، و آيه در سورهء شعراء ، آيهء 157 .
( 2 ) . اگوست كنت فرانسوى ، طبق نقل ريمون آرون در كتاب مراحل اساسى انديشه در جامعهشناسى ، ص 117 .