و هر امّتى آهنگ پيامبر خويش كردند كه او را بگيرند و به باطل با او جدل كردند تا حق را به اين وسيله بشكنند ، و چون چنين كردند من آنها را گرفتم ، پس چگونه بود عقاب من ؟
در اين آيه سخن از يك تصميم و ارادهء ناشايستهء اجتماعى است . سخن از تصميمى اجتماعى براى معارضهء بيهوده با حقّ است و سخن در اين است كه كيفر چنين آهنگ و تصميم اجتماعى ، عذاب عمومى و اجتماعى است .
در قرآن كريم احيانا مواردى ديده مىشود كه كار يك فرد از افراد يك اجتماع به همهء آن اجتماع نسبت داده مىشود و يا كار يك نسل به نسلهاى بعدى نسبت داده مىشود ( 1 ) و اين در مواردى است كه مردمى داراى يك تفكّر اجتماعى و يك ارادهء اجتماعى و به اصطلاح داراى يك روح جمعى مىباشند . مثلا در داستان قوم ثمود عمل پى كردن شتر صالح را كه ناشى از يك فرد بود به همهء آن قوم نسبت مىدهد :
فَعَقَرُوها
( آن قوم آن شتر را پى كردند ) همهء قوم را به عنوان مرتكب جرم مىشمارد همچنانكه همهء آنها را مستحقّ مجازات براى آن عمل مىداند و مىگويد :
فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ
( 2 ) .
على ( عليه السّلام ) در يكى از خطب نهج البلاغه در توضيح اين مطلب مىفرمايد :
أيّها النّاس إنّما يجمع النّاس الرّضا و السّخط .
اى مردم ! همانا آن چيزى كه عموم را در خود گرد مىآورد و وحدت مىبخشد و سرنوشت مشترك به آنها مىدهد خشنودى و خشم است .
( هرگاه مردمى به صورت جمعى به كارى كه واقع مىشود - و لو به وسيلهء فرد واحد - خشنود يا ناخشنود باشند همه يك حكم و يك سرنوشت پيدا مىكنند . )
وَ إنَّما عَقَرَ ناقَةَ ثَمودَ رَجُلٌ واحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذابِ لَمّا عَمُّوهُ بِالرِّضا ، فَقالَ سُبْحانَهُ
هامش
( 1 ) . مانند آيهء 79 از سورهء بقره :فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَو همچنين آيهء 112 از سورهء آل عمران :ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ ما ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ.
( 2 ) . شمس / 14 .