آيا آنها رحمت پروردگارت را تقسيم مىكنند ؟ ( آيا كار خلقت به آنها واگذار شده كه هر چه را به هر كه بخواهند بدهند و از هر كه نخواهند بازگيرند ؟ ) ما مايههاى معيشت و وسائل زندگى ( امكانات و استعدادها ) را ميان آنها در زندگى دنيا تقسيم كرديم و برخى را برخى ديگر از نظر امكانات و استعدادها به درجاتى برترى داديم تا به اين وسيله ، و به صورت متقابل ، برخى برخى ديگر را مسخّر خود قرار دهند ( و در نتيجه همه به طور طبيعى مسخّر همه واقع شوند ) ، و همانا رحمت پروردگارت ( موهبت نبوّت ) از آنچه اينها گرد مىآورند بهتر است .
ما در مباحث توحيد ( بخش « جهانبينى توحيدى » ) دربارهء مفاد اين آيهء كريمه بحث كردهايم و تكرار نمىكنيم . به طور خلاصه مىگوييم مفاد آيهء كريمه اين است كه انسانها از نظر امكانات و استعدادها يكسان و همانند آفريده نشدهاند ، كه اگر چنين آفريده شده بودند هر كس همان را داشت كه ديگرى دارد و همان را فاقد بود كه ديگرى فاقد است و طبعا نياز متقابلى و پيوندى و خدمت متبادلى در كار نبود . خداوند انسانها را از نظر استعدادها و امكانات جسمى و روحى و عقلى و عاطفى ، مختلف و متفاوت آفريده است ، بعضى را در بعضى از مواهب بر بعضى ديگر به درجاتى برترى داده است و احيانا آن بعض ديگر را بر اين بعض ، در بعضى ديگر از مواهب برترى داده است و به اين وسيله همه را بالطّبع نيازمند به هم و مايل به پيوستن به هم قرار داده و به اين وسيله زمينهء زندگى به هم پيوستهء اجتماعى را فراهم نموده است . اين آيهء كريمه نيز دلالت دارد بر اينكه زندگى اجتماعى انسان امرى طبيعى است نه صرفا قرار دادى و انتخابى و نه اضطرارى و تحميلى .
آيا جامعه وجود اصيل و عينى دارد ؟
جامعه تركيبى از افراد است ، اگر افراد نباشند جامعه وجود ندارد . اكنون ببينيم اين تركيب چگونه تركيبى است و رابطهء فرد با جامعه چه رابطهاى است ؟ در اينجا چند گونه نظريّه مىتوان ابراز كرد :
الف . تركيب جامعه از افراد تركيب اعتبارى است ، يعنى واقعا تركيبى صورت نگرفته است ، تركيب واقعى آنگاه صورت مىگيرد كه يك سلسله امور در يكديگر تأثير