پيوستهاند . تغيير در هر نهادى - اعمّ از نهاد فرهنگى ، مذهبى ، اقتصادى ، سياسى ، قضائى ، تربيتى - موجب تغييراتى در نهادهاى ديگر است و زندگى اجتماعى به عنوان يك اثر قائم به كلّ ماشين اجتماع پديد مىآيد بدون آنكه افراد در كلّ جامعه و يا نهادها در شكل كلّى جامعه هويّت خود را از دست بدهند .
ج . جامعه مركّب حقيقى است از نوع مركّبات طبيعى ولى تركيب روحها و انديشهها و عاطفهها و خواستها و ارادهها و بالأخره تركيب فرهنگى نه تركيب تنها و اندامها . همچنانكه عناصر مادّى در اثر تأثير و تأثّر با يكديگر زمينهء پيدايش يك پديدهء جديد را فراهم مىنمايند و به اصطلاح فلاسفه اجزاء مادّه پس از فعل و انفعال و كسر و انكسار در يكديگر و از يكديگر استعداد صورت جديدى مىيابند و به اين ترتيب مركّب جديد حادث مىشود و اجزاء ، با هويّت تازه به هستى خود ادامه مىدهند ، افراد انسان كه هر كدام با سرمايهاى فطرى و سرمايهاى اكتسابى از طبيعت وارد زندگى اجتماعى مىشوند روحا در يكديگر ادغام مىشوند و هويّت روحى جديدى كه از آن به « روح جمعى » تعبير مىشود مىيابند . اين تركيب ، خود يك نوع تركيب طبيعى مخصوص به خود است كه براى آن شبيه و نظيرى نمىتوان يافت . اين تركيب از آن جهت كه اجزاء در يكديگر تأثير و تأثّر عينى دارند و موجب تغيير عينى يكديگر مىگردند و اجزاء ، هويّت جديدى مىيابند ، تركيب طبيعى و عينى است ، امّا از آن جهت كه « كلّ » و « مركّب » به عنوان يك « واحد واقعى » وجود ندارد ، با ساير مركّبات طبيعى فرق دارد ، يعنى در ساير مركّبات طبيعى تركيب ، تركيب حقيقى است ، زيرا اجزاء در يكديگر تأثير و تأثّر واقعى دارند و هويّت افراد هويّتى ديگر مىگردد و مركّب هم يك « واحد » واقعى است ، يعنى صرفا هويّتى يگانه وجود دارد ، كثرت اجزاء تبديل به وحدت كلّ شده است .
امّا در تركيب جامعه و فرد تركيب ، تركيب واقعى است ، زيرا تأثير و تأثّر و فعل و انفعال واقعى رخ مىدهد و اجزاء مركّب كه همان افراد اجتماعاند هويّت و صورت جديد مىيابند ، امّا به هيچ وجه كثرت تبديل به وحدت نمىشود و « انسان الكلّ » به عنوان يك واحد واقعى كه كثرتها در او حل شده باشد وجود ندارد ، انسان الكلّ همان مجموع افراد است و وجود اعتبارى و انتزاعى دارد .
د . جامعه مركّب حقيقى است بالاتر از مركّبات طبيعى . در مركّبات طبيعى ، اجزاء
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 337
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٣٧