مذهب پيدا مىشود كه با يك ايمان پىريزى مىشود . خود آگاهى ايمانى ، سراسر وجود انسان را مشتعل مىسازد .
آن خود آگاهى كه خود واقعى انسان را به يادش مىآورد ، غفلت را از او مىزدايد ، آتش به جانش مىافكند ، او را دردمند و درد آشنا مىسازد كار علوم و فلسفهها نيست . اين علوم و فلسفهها احيانا غفلتزا هستند و انسان را از ياد خودش مىبرند ، از اينرو بسا دانشمندان و فيلسوفان بىدرد و سر در آخور و خودناآگاه و بسا تحصيل ناكردههاى خودآگاه .
دعوت به خودآگاهى و اينكه « خود را بشناس تا خداى خويش را بشناسى » ، « خداى خويش را فراموش مكن كه خودت را فراموش مىكنى » سر لوحهء تعليمات مذهب است .
قرآن كريم مىفرمايد :
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ
( 1 ) .
از آنان مباشيد كه خدا را فراموش كردند پس خدا آنها را از خودشان فراموشانيد .
آنان همان فاسقاناند ( از خود بدر رفتگاناند ) .
رسول اكرم فرمود :
من عرف نفسه عرف ربّه ( 2 ) .
هر كه خود را بشناسد خداى خويش را مىشناسد .
على ( ع ) فرمود :
معرفة النّفس انفع المعارف ( 3 ) .
خودشناسى سودمندترين شناساييهاست .
و هم او فرمود :
هامش
( 1 ) . حشر / 19 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 61 / ص 99 .
( 3 ) . غرر الحكم ، چاپ بيروت ، ج 2 / ص 288 .