شماتت قرار داد » از وجدان اخلاقى ناشى مىشود و اين گونه اعمال را خير اخلاقى مىگويند .
معيار بسيارى از كارهاى انسان « خير اخلاقى » است ، و به عبارت ديگر ، بسيارى از كارها را انسان به جهت « ارزش اخلاقى » انجام مىدهد نه به جهت امور مادّى . اين نيز از مختصّات انسان است و مربوط است به جنبهء معنوى انسان و يك بعد از ابعاد معنويّت اوست . ساير جانداران هرگز چنين معيارى ندارند ، براى حيوان « خير اخلاقى » مفهوم ندارد و « ارزش اخلاقى » بىمعنى است .
3 . جمال و زيبايى
يك بعد ديگر از ابعاد معنوى انسان علاقه به جمال و زيبايى است . قسمت مهمّى از زندگى انسان را جمال و زيبايى تشكيل مىدهد . انسان جمال و زيبايى را در همهء شئون زندگى دخالت مىدهد : جامه مىپوشد براى سرما و گرما ، به همان اندازه هم به زيبايى رنگ و دوخت اهميّت مىدهد ، خانه مىسازد براى سكونت ، و بيش از هر چيز به زيبايى خانه توجّه دارد ، حتّى سفرهاى كه براى غذا خوردن پهن مىكند و ظرفى كه در آن غذا مىريزد و حتّى ترتيب چيدن غذا در ظرفها و بر سفره همه روى اصول زيبايى است . انسان دوست دارد قيافهاش زيبا باشد ، نامش زيبا باشد ، جامهاش زيبا باشد ، خطّش زيبا باشد ، خيابانش و شهرش زيبا باشد ، مناظر جلو چشمش زيبا باشد و خلاصه مىخواهد هالهاى از زيبايى تمام زندگىاش را فراگيرد .
براى حيوان مسألهء زيبايى مطرح نيست . براى حيوان آنچه مطرح است محتواى آخور است ، امّا اينكه آخور زيبا باشد يا نازيبا ديگر مطرح نيست . براى حيوان پالان زيبا ، منظرهء زيبا ، مسكن زيبا و غيره مطرح نيست .
4 . تقديس و پرستش
يكى از پايدارترين و قديمىترين تجلّيات روح آدمى و يكى از اصيلترين ابعاد وجود آدمى ، حسّ نيايش و پرستش است . مطالعهء آثار زندگى بشر نشان مىدهد هر زمان و هر جا كه بشر وجود داشته است ، نيايش و پرستش هم وجود داشته است ،