تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
اينكه وسيله‌اى است براى بهتر زيستن و براى خوب از عهدهء مسئوليّت برآمدن ، فى حدّ نفسه نيز مطلوب بشر است . انسان اگر بداند رازى در وراى كهكشانها وجود دارد و دانستن و ندانستن آن تأثيرى در زندگى او ندارد ، بازهم ترجيح مىدهد كه آن را بداند . انسان طبعا از جهل فرار مىكند و به سوى علم مىشتابد . بنابراين ، علم و آگاهى يكى از ابعاد معنوى وجود انسان است .

2 . خير اخلاقى

پاره‌اى از كارها را انسان انجام مىدهد نه به منظور سودى از آنها و يا دفع زيانى به وسيلهء آنها ، بلكه صرفا تحت تأثير يك سلسله عواطف كه عواطف اخلاقى ناميده مىشود ، از آن جهت انجام مىدهد كه معتقد است انسانيّت چنين حكم مىكند . فرض كنيد انسانى در شرايطى سخت ، در بيابانى وحشتناك قرار گرفته است ، بىآذوقه و بىوسيله ، و هر لحظه خطر مرگ او را تهديد مىكند . در اين بين ، انسانى ديگر پيدا مىشود و به او كمك مىكند و او را از چنگال مرگ قطعى نجات مىبخشد . بعد اين دو انسان از يكديگر جدا مىشوند و يكديگر را نمىبينند . سالها بعد آن فردى كه روزى گرفتار شده بود ، نجات دهندهء قديمى خود را مىبيند كه به حال نزارى افتاده است ، به يادش مىافتد كه روزى همين شخص او را نجات داده است . آيا وجدان اين فرد در اينجا هيچ فرمانى نمىدهد ؟ آيا به او نمىگويد كه پاداش نيكى ، نيكى است ؟ آيا نمىگويد سپاسگزارى احسان‌كننده واجب و لازم است ؟ پاسخ مثبت است . آيا اگر اين فرد به آن شخص كمك كرد ، وجدان انسانهاى ديگر چه مىگويد ؟ و اگر بىاعتنا گذشت و كوچكترين عكس العملى نشان نداد ، وجدانهاى ديگر چه مىگويند ؟ مسلّما در صورت اوّل وجدانهاى ديگر او را تحسين مىكنند و آفرين مىگويند ، و در صورت دوّم ملامت مىكنند و نفرين مىگويند . اينكه وجدان آن انسان حكم مىكند « پاداش احسان ، احسان است » ( 1 ) و هم اينكه وجدان انسانها حكم مىكند كه « پاداش دهندهء نيكى را به نيكى ، بايد آفرين گفت و بىاعتنا را بايد مورد ملامت و
هامش
( 1 ) . قرآن كريم مىفرمايد :هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ( الرحمن / 60 ) .