تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
آن آگاه گردد . يارانش تصميماتش را بدون چون و چرا به كار مىبستند . مثلا فرمان مىداد كه آماده باشيد فردا حركت كنيم ، همه به طرفى كه او فرمان مىداد همراهش روانه مىشدند بدون آنكه از مقصد نهايى آگاه باشند ، در لحظات آخر آگاه مىشدند . گاه به عدّه‌اى دستور مىداد كه به طرفى حركت كنند و نامه‌اى به فرمانده آنها مىداد و مىگفت : بعد از چند روز كه به فلان نقطه رسيدى نامه را باز كن و دستور را اجرا كن . آنها چنين مىكردند و پيش از رسيدن به آن نقطه نمىدانستند مقصد نهايى كجاست و براى چه مأموريّتى مىروند ، و بدين ترتيب دشمن و جاسوسهاى دشمن را بىخبر مىگذاشت و احيانا آنها را غافلگير مىكرد .

ظرفيّت شنيدن انتقاد و تنفّر از مدّاحى و چاپلوسى

او گاهى با اعتراضات برخى ياران مواجه مىشد امّا بدون آنكه درشتى كند نظرشان را به آنچه خود تصميم گرفته بود جلب و موافق مىكرد . از شنيدن مدّاحى و چاپلوسى بيزار بود ، مىگفت : « به چهرهء مدّاحان و چاپلوسان خاك بپاشيد . » ( 1 ) محكم كارى را دوست داشت ، مايل بود كارى كه انجام مىدهد متقن و محكم باشد ، تا آنجا كه وقتى يار مخلصش سعد بن معاذ از دنيا رفت و او را در قبر نهادند ، او با دست خويش سنگها و خشتهاى او را جابجا و محكم كرد و آنگاه گفت : « من مىدانم كه طولى نمىكشد همهء اينها خراب مىشود ، امّا خداوند دوست مىدارد كه هرگاه بنده‌اى كارى انجام مىدهد آن را محكم و متقن انجام دهد . » ( 2 )

مبارزه با نقاط ضعف

او از نقاط ضعف مردم و جهالتهاى آنان استفاده نمىكرد ، بر عكس ، با آن نقاط ضعف مبارزه مىكرد و مردم را به جهالتشان واقف مىساخت . روزى كه ابراهيم پسر
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 73 / ص 294 . ( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 22 / ص 107 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 260 | مرتضى مطهرى