قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ [ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ ] وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ
( 1 ) .
به شما نمىگويم كه [ گنجهاى خدا نزد من است ] ، و غيب هم نمىدانم ، و به شما نمىگويم كه من فرشتهام .
ولى آنجا كه تحت تأثير و نفوذ غيب و ماوراى طبيعت قرار مىگيرد ، از راز نهان خبر مىدهد و هنگامى كه از او پرستش مىشود از كجا دانستى ؟ مىگويد : خداى داناى آگاه مرا آگاه ساخت .
اگر پيغمبر مىگويد : غيب نمىدانم و اگر غيب مىدانستم پول فراوان از اين راه كسب كرده بودم
لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ
( 2 ) ، مىخواهد منطق مشركان را بكوبد ، كه غيب دانستن من در حدّ معجزه و براى منظورى خاص و به وسيلهء وحى الهى است . اگر غيب دانستن من يك امر پيش خودى بود و براى هر منظورى مىشد آن را به كار برد و وسيلهاى بود براى جيب پر كردن ، به جاى آنكه نرخها را به شما اعلام كنم كه جيب شما پر شود جيب خودم را پر مىكردم ! قرآن در آيهء ديگر مىگويد :
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ
( 3 ) .
خداوند ، آگاه نهان است ، هيچ كس را بر نهان خود آگاه نمىسازد مگر فرستادهاى مورد رضايت .
قطعا رسول اكرم يكى از آن فرستادگان مورد رضايت است .
از همهء اينها گذشته ، قرآن در آيات فراوانى معجزات رسولان را ذكر كرده است - معجزات ابراهيم ، موسى ، عيسى - با اين حال ، چگونه ممكن است وقتى كه از پيامبر اكرم معجزه بخواهند - همچنانكه از رسولان گذشته معجزه خواستند و آنها اجابت كردند - پيغمبر بگويد : « سبحان اللّه ! من بشر رسولى بيش نيستم . » ؟ آيا آنها حق نداشتند بگويند آيا پيامبران گذشته كه تو خود معجزات آنها را با اينهمه آب و تاب نقل
هامش
( 1 ) . انعام / 50 .
( 2 ) . اعراف / 188 .
( 3 ) . جن / 26 و 27 .