امّا مصونيّت از گناه : انسان يك موجود مختار است و كارهاى خويش را بر اساس منافع و مضارّ و مصالح و مفاسدى كه تشخيص مىدهد انتخاب مىكند ، از اينرو « تشخيص » نقش مهمّى در اختيار و انتخاب كارها دارد ، محال است كه انسان چيزى را كه بر حسب تشخيص او مفيد هيچ گونه فايدهاى نيست و از طرف ديگر زيان و ضرر دارد انتخاب كند ، مثلا انسان عاقل علاقهمند به حيات ، دانسته خود را از كوه پرت نمىكند و يا زهر كشنده را نمىنوشد .
افراد مردم از نظر ايمان و توجّه به آثار گناهان متفاوتاند ، به هر اندازه كه ايمانشان قوىتر و توجّهشان به آثار گناهان شديدتر باشد ، اجتنابشان از گناه بيشتر و ارتكاب آن كمتر مىشود . اگر درجهء ايمان در حدّ شهود و عيان برسد ، به حدّى كه آدمى حالت خود را در حين ارتكاب گناه حالت شخصى ببيند كه مىخواهد خود را از كوه پرت كند و يا زهر كشندهاى را بنوشد ، در اينجا احتمال اختيار گناه به صفر مىرسد ، يعنى هرگز به طرف گناه نمىرود . چنين حالى را « عصمت از گناه » مىناميم . پس عصمت از گناه ناشى از كمال ايمان و شدّت تقواست . ضرورتى ندارد كه براى اينكه انسان به حدّ « مصونيّت » و « معصوميّت » از گناه برسد يك نيروى خارجى جبرا او را از گناه بازدارد و يا شخص معصوم به حسب سرشت و ساختمان ، مسلوب القدرة باشد .
اگر انسانى قدرت بر گناه نداشته باشد و يا يك قوّهاى جبرى همواره جلوگير او از گناه باشد ، گناه نكردن او برايش كمالى شمرده نمىشود ، زيرا او مانند انسانى است كه در يك زندان حبس شده و قادر به خلافكارى نيست . خلافكارى نكردن چنين انسانى را به حساب درستى و امانت او نتوان گذاشت .
امّا مصونيّت از اشتباه : مصونيّت از اشتباه نيز مولود نوع بينش پيامبران است . اشتباه همواره از آنجا رخ مىدهد كه انسان به وسيلهء يك حسّ درونى يا بيرونى با واقعيّتى ارتباط پيدا مىكند و يك سلسله صورتهاى ذهنى از آنها در ذهن خود تهيّه مىكند و با قوّهء عقل خود آن صورتها را تجزيه و تركيب مىكند و انواع تصرّفات در آنها مىنمايد ، آنگاه در تطبيق صورتهاى ذهنى به واقعيّتهاى خارجى و در ترتيب آن صورتها گاه خطا و اشتباه رخ مىدهد . امّا آنجا كه انسان مستقيما با واقعيّتهاى عينى به وسيلهء يك حسّ خاص مواجه است و ادراك واقعيّت عين اتّصال با واقعيّت است نه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 161
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٦١