« معجزه » مىنامند . قرآن كريم نقل مىكند كه مردم هر زمان از پيامبران زمان خويش تقاضاى « آيت » و « معجزه » مىكردند و آن پيامبران به اين تقاضا كه تقاضايى معقول و منطقى بود - زيرا از طرف مردمى جوياى حقيقت صورت مىگرفت و بدون آن براى آن مردم راهى به شناخت پيامبرى آن پيامبر نبود - جواب مثبت مىدادند ، ولى اگر تقاضاى معجزات به منظور ديگرى جز جويندگى حقيقت صورت مىگرفت - مثلا به صورت « معامله » پيشنهاد مىشد كه اگر فلان كار را بكنى ما در عوض دعوت تو را مىپذيريم - پيامبران از انجام آن استنكاف مىكردند . قرآن كريم معجزات زيادى براى پيغمبران نقل كرده است از مرده زنده كردن و بيمار لاعلاج را شفا دادن تا در گهواره سخن گفتن و عصا را تبديل به اژدها كردن و از نهان و آيندهء خبر دادن .
2 عصمت
از جمله مختصّات پيامبران « عصمت » است . عصمت يعنى مصونيّت از گناه و از اشتباه ، يعنى پيامبران نه تحت تأثير هواهاى نفسانى قرار مىگيرند و مرتكب گناه مىشوند و نه در كار خود دچار خطا و اشتباه مىشوند . بركنارى آنها از گناه و از اشتباه ، حدّ اعلاى قابليّت اعتماد را به آنها مىدهد . اكنون ببينيم اين مصونيّت به چه صورت است ؟ آيا مثلا به اين صورت است كه هر وقت مىخواهند مرتكب گناه يا اشتباه شوند يك مأمور غيبى مىآيد و مانند پدرى كه مانع لغزش فرزندش مىشود جلوى آنها را مىگيرد ؟ و يا به اين صورت است كه پيامبران سرشت و ساختمانشان طورى است كه نه امكان گناه در آنهاست و نه امكان اشتباه ، آنچنان كه مثلا يك فرشته زنا نمىكند به دليل اينكه از شهوت جنسى خالى است و يا يك ماشين حساب اشتباه نمىكند به دليل اينكه فاقد ذهن است ؟ و يا اينكه گناه نكردن و اشتباه نكردن پيامبران معلول نوع بينش و درجهء يقين و ايمان آنهاست ؟ البتّه تنها همين شق صحيح است .
اكنون هر يك از اين در مصونيّت را جداگانه ذكر مىكنيم .