تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
دلايل قطعى عقلى و نقلى ، مسألهء مجبور بودن انسان را و اينكه قضا و قدر الهى در جهان به طور مستقيم عمل مىكند ، نفى كردند و آن را منافى اصل عدل شمردند و از اين رو به « عدليّه » معروف شدند . از اينجا معلوم مىشود كه اصل عدل هر چند يك اصل الهى است ، يعنى مربوط است به يكى از صفات خدا ، امّا يك اصل انسانى نيز هست ، زيرا مربوط است به آزادى و اختيار انسان . پس اعتقاد به اصل عدل در ميان شيعه و معتزله يعنى اعتقاد به اصل آزادى انسان و مسئوليّت انسان و سازندگى انسان . پرسشى كه در مورد عدل الهى غالبا - خصوصا در عصر ما - اذهان را به خود متوجّه مىسازد در مورد برخى نابرابريهاى اجتماعى است . مىگويند چگونه است كه برخى از افراد ، زشت و برخى زيبا ، برخى سالم و برخى بيمار ، برخى افراد مرفّه و متمكّن و برخى تهيدست و نيازمندند ؟ آيا اين نابرابريها بر خلاف اصل عدل الهى نيست ؟ آيا لازمهء عدل الهى اين نيست كه همهء افراد از نظر ثروت ، عمر ، فرزندان ، مقامات اجتماعى ، شهرت و محبوبيّت متساوى باشند و هيچ گونه تفاوت و اختلافى در كار نباشد ؟ آيا مسئول اين نابرابريها جز قضا و قدر الهى چيز ديگرى مىتواند باشد ؟ ريشهء اين سؤال و اين ابهام دو چيز است : يكى عدم توجّه به كيفيت جريان قضا و قدر الهى . سؤال‌كننده خيال كرده است قضا و قدر الهى مستقيما عمل مىكند ( 1 ) ، مثلا ثروتها مستقيما بدون وساطت هيچ سبب و عاملى از خزانهء غيب الهى حمل مىشود و به در خانهء مردم تقسيم مىشود و همچنين سلامتها ، زيباييها ، قدرتها ، مقامها ، محبوبيّتها ، فرزندان و ساير موهبتها . به اين نكته توجّه نشده است كه هيچ نوع روزىاى - چه مادّى ، چه معنوى - مستقيما از خزانهء غيب تقسيم نمىشود ، بلكه قضاى الهى ، يك نظام به وجود آورده است و منشأ يك سلسله سنّتها و قانونها شده است ، هر كسى هر چه بخواهد بايد از مجراى همان نظام و همان سنّتها و قانونها بخواهد . ريشهء دوّم اين اشتباه عدم توجّه به مقام و موقع انسان به عنوان يك موجود مسئول و تلاشگر براى بهتر كردن زندگى خود و مبارزه با عوامل طبيعت از يك طرف ، و مبارزه
هامش
( 1 ) . رجوع شود به كتاب انسان و سرنوشت ، نوشتهء مؤلّف . در آن كتاب مسائل مربوط به قضا و قدر ، مستوفى بيان شده است .