تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩

تاريخچهء اصل عدل در فرهنگ اسلامى

در شيعه ، اصل عدل يكى از اصول دين است . در مقدّمهء كتاب عدل الهى گفته‌ايم كه اصل عدل در فرهنگ اسلامى تقسيم مىشود به عدل الهى و عدل انسانى . عدل الهى تقسيم مىشود به عدل تكوينى و عدل تشريعى . عدل انسانى نيز به نوبهء خود تقسيم مىشود به عدل فردى و عدل اجتماعى . عدلى كه از اختصاصات مذهب شيعه شمرده شده است و به همين دليل و همين معنى جزء اصول دين در مذهب شيعه قرار گرفته است ، عدل الهى است و اين نوع از عدل است كه در متن جهان‌بينى اسلامى واقع مىشود . عدل الهى يعنى اعتقاد به اينكه خداوند ، چه در نظام تكوين و چه در نظام تشريع ، به حقّ و عدل رفتار مىكند و ظلم نمىنمايد . علّت اينكه اصل عدل يكى از اصول در مذهب شيعه قرار گرفت ، اين است كه گروهى در ميان مسلمين پيدا شدند كه آزادى و اختيار انسان را انكار كردند . آنها دربارهء قضا و قدر الهى نوعى اعتقاد پيدا كردند كه با آزادى انسان بكلّى منافى بود . آنها اصل علّت و معلول و سبب و مسبّب را در نظام كلّى جهان و در نظام رفتار انسان انكار كردند و معتقد شدند كه قضاى الهى مستقيما و بلاواسطه عمل مىكند ، بنابراين آتش نمىسوزاند بلكه خدا مىسوزاند ، مغناطيس به هيچ وجه تأثيرى در جذب آهن ندارد بلكه خدا مستقيما آهن را به طرف مغناطيس جذب مىكند ، انسان كار خوب يا بد نمىكند بلكه خدا مستقيما كارهاى خوب و بد را در پيكر انسان انجام مىدهد ! اينجا بود كه مسألهء مهمّى طرح شد و آن اينكه اگر نظام علّت و معلول بىحقيقت است و اگر انسان خودش نقش واقعى در انتخاب كارهايش ندارد ، پس تكليف پاداش و كيفر فردى چه مىشود ؟ چرا خداوند به برخى مردم پاداش مىدهد و آنها را به بهشت مىبرد و برخى ديگر را كيفر مىدهد و به جهنّم مىبرد ، در صورتى كه هم كار خوب را خودش انجام داده است و هم كار بد را ؟ كيفر دادن افراد انسان در حالى كه كوچكترين اختيار و آزادى از خود نداشته‌اند ظلم است و بر خلاف اصل قطعى عدل خداوندى است . عموم شيعه و گروهى از اهل تسنّن كه « معتزله » ناميده مىشوند ، با استناد به