در حقيقت ، به معنى دعوت به خداشناسى تجربى است ؛ گمان بردهاند همينكه ما آيات تكوين را مورد مطالعه قرار داديم و از اين طريق به معرفت خداوند نائل شديم ، با يك دليل تجربى خدا را شناختهايم ، و از اينجا به يك نتيجهگيرى مضحك ديگر پرداختهاند و آن اينكه در مسائل الهيّات از همان راه مىرويم كه علماى طبيعى براى شناخت طبيعت رفتند و ديگر نيازى به آن بحثهاى دقيق و ظريف فلسفى در مسائل الهيّات نداريم ، بلكه براى اينكه عار ندانستن و نفهميدن آنها را بر خود هموار نماييم ، همهء آنها را بىاساس اعلام مىنماييم . غافل از اينكه حدّ تجربه فقط شناخت آثار خداوند است . امّا شناخت خداوند به كمك آثار شناخته شده از راه تجربه ، نوعى استدلال عقلى محض است .
2 آقاى هيوم پنداشته است كه الهيّون مىخواهند ثابت كنند كه عالم كاملًا شبيه آثار و مصنوعات انسان است و از راه اينكه تشابه معلولات دليل تشابه علل است ، خواستهاند ثابت كنند كه پس عالم - كه عيناً مانند يك ماشين و يك خانه است - سازندهاى نظير سازندهء ماشين و خانه دارد .
آقاى هيوم مىفرمايند : اينچنين نيست ؛ جهان بيش از آنكه شبيه به يك كشتى يا يك ماشين يا يك خانه باشد ، شبيه دستگاه منظّم و خود تنظيم يك گياه يا يك حيوان است .
اوّلًا در پاسخ آقاى هيوم مىگوييم : معنى سخن شما اين است كه جهان مانند يك ماشين يا كشتى نيست ، بلكه مانند خودش است ! ! ! مگر شما انتظار داشتيد كه جهان مانند خودش نباشد ؟ مگر گياه يا حيوان جزئى از جهان نيستند ؟ در حقيقت ، سخن بر سر همان گياه و يا حيوان است كه به قول شما چنان ساخته شده كه مانند يك دستگاه صنعتى بسيار پيشرفته - هزار درجه از كشتى و ماشينهاى بشرى پيشرفتهتر - از درون خود تنظيم مىشود . پس نشانههاى « صنع » در گياه و حيوان بيش از كشتى و ماشين است . پس اگر سازندهء كشتى و ماشين از عقل و انديشه بهرهمند است ، سازندهء جهان كه نمونهاش گياه و حيوان است ، به طريق اولى داراى عقل و دانايى است .
ثانياً اينكه آقاى هيوم مىگويد اين برهان از نظر ماهيّت نوعى « تشبيه » است و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 547
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٤٧