شما در تفسير جملهء
« وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ »
( 1 ) مىگوييد :
« اينان به نظام برتر در مرحلهء شهادت انقلاب يقين دارند و مىدانند كه اين موضعگيريهاى خاص و اين روش انقلابى ، سرانجام آنان را به هدف خويش كه رسيدن به نظام برتر است ، مىرساند . . . »
شما هر جا كه نام دنيا آمده آن را با كلمهء « زندگى پستتر » ترجمه كردهايد ، كه اصل ترجمه درست است ، ولى مقصود از زندگى پستتر را منحصراً زندگى در نظام به اصطلاح سرمايهدارى قرار دادهايد و آخرت را كه به « نظام برتر » ترجمه كردهايد ، به معنى نظام عادلانهء سوسياليستى ، كه بعد از اين نظام برقرار خواهد شد ، دانستهايد .
آيا واقعاً شما خود باور داريد كه منظور از آخرت در قرآن ، نظام برتر از زندگى در همين جهان است ؟ يعنى مقصود از دنيا ، زندگى در نظام سرمايهدارى و مالكيّت است و مقصود از آخرت ، زندگى در نظام تكامليافتهء سوسياليستى است ؟ آيا اينها ملعبه قرار دادن قرآن نيست ؟ اگر نيست پس چيست ؟
شما جملهء « و يقيمون الصّلاة » را اين طور تفسير كردهايد :
« آنان براى تحقّق ايمان خود ، آن پيوستگى را كه در زبان مذاهب ، نماز خوانده مىشود برپاى مىدارند . »
آنگاه چنين گفتهايد :
« اين نشانهء تنگ نظرى و محدودنگرى مفسّرين و مترجمين است كه كلماتى از اين قبيل را از معناى عامّ خود بازداشته و محدود و محصور ساختهاند ، زيرا معنى « صلاة » از نظر لغوى آن نماز نيست . نماز شكل خارجى اين پيوستگى و ارتباط بين عناصر انقلابى همراه و نمودهاى برتر و قوانين حاكم بر آفرينش است . . . قرآن با انتخاب اين كلمه به يكى ديگر از اصول كلّى در همهء انقلابات ، چه توحيدى و چه غير توحيدى ، توجّه كرده ؛ منتها در انقلاب توحيدى ، اين اصول به نحو جالبترى خودنمايى مىكند كه به روزگار غيب انقلاب ، بايد بين عناصر انقلابى پيوستگى ، چه از نظر فكرى و ايدئولوژيكى و چه از نظر عملى و پايگاههاى انقلابى و نحوهء
هامش
( 1 ) . بقره / 4 .