نخورد و به جبر بخورد « علم خدا جهل بود » . علىهذا نتيجهء علم ازلى به افعال و اعمال موجودات صاحب اراده و اختيار ، جبر نيست ؛ نقطهء مقابل جبر است . لازمهء علم ازلى اين است كه آن كه مختار است حتما بايد مختار باشد . پس راست گفته آن كه گفته است :
علم ازلى علّت عصيان كردن * نزد عقلا ز غايت جهل بود
اينها همه در صورتى است كه محلّ بحث را علم سابق ازلى الهى قرار دهيم كه در قرآن كريم به نام كتاب و لوح محفوظ و قلم و امثال اينها ياد شده است و در اشكال هم همين علم ذكر شده است . امّا بايد دانست گذشته از اينكه موجودات جهان و نظام سببى و مسبّبى ، معلوم حقّ مىباشند به علم سابق ازلى ، خود همين نظام كه معلوم حقّ است علم حقّ نيز مىباشد . اين جهان با همهء نظامات خود ، هم علم بارى تعالى است و هم معلوم او ، زيرا ذات حقّ به ذات همهء اشياء از ازل تا ابد محيط است و ذات هر چيزى نزد او حاضر است . امكان ندارد در تمام سراسر هستى موجودى از او پنهان بماند . او همه جاست و با همه چيز است :
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
( 1 ) .
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
( 2 ) .
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
( 3 ) .
علىهذا خود جهان با همهء خصوصيّات و نظامات ، از مراتب علم خداوند است . در اين مرتبه از علم ، علم و معلوم يكى است نه دو تا ، تا در آن انطباق و عدم انطباق علم با معلوم فرض شود و آنگاه گفته شود اگر چنين شود ، علم خداوند علم و اگر چنان شود ، جهل خواهد بود .
هامش
( 1 ) . بقره / 115 .
( 2 ) . ق / 16 .
( 3 ) . حديد / 3 .