قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
( 1 )
بگو : اى خدا ! اى صاحب قدرت ! تو به آن كس كه بخواهى قدرت مىدهى و از آن كس كه بخواهى بازمىستانى ؛ هر كه را خواهى عزّت دهى و هر كه را خواهى ذليل مىسازى ؛ نيكى در دست توست ، و تو بر همه چيز توانايى .
امّا آياتى كه دلالت مىكند بر اينكه انسان در عمل خود مختار و در سرنوشت خود مؤثّر است و مىتواند آن را تغيير دهد :
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
( 2 ) .
خدا وضع هيچ مردمى را عوض نمىكند مگر آنكه خود آنها وضع نفسانى خود را تغيير دهند .
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ
( 3 ) .
خدا مثل زده شهرى را كه امن و آرام بود و ارزاق از همه جا فراوان به سوى آن حمل مىشد ؛ ولى نعمتهاى خدا را ناسپاسى كرد و از آن پس خدا گرسنگى و ناامنى را از همه طرف به آن چشانيد .
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
( 4 ) .
خدا چنان نيست كه به آنها ستم كند ، ولى آنان چنان بودند كه به خويشتن ستم مىكردند .
وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
( 5 ) .
و پروردگارت نسبت به بندگان ، ستمگر نمىباشد .
هامش
( 1 ) . آل عمران / 26 .
( 2 ) . رعد / 11 .
( 3 ) . نحل / 114 .
( 4 ) . عنكبوت / 40 .
( 5 ) . فصلت / 46 .