گرد آمدند ، وقتى جمع شدند آنان را مخاطب ساخته فرمود :
انّى رسول اللّه اليكم ، انّى لشفيق عليكم ، لا تقولوا انّ محمّدا منّا ، فو اللّه ما اوليائى منكم و لا من غيركم الّا المتّقون ، فلا اعرفكم تأتوني يوم القيمة تحملون الدّنيا على رقابكم و يأتى النّاس يحملون الآخرة . الا و انّى قد اعذرت فيما بينى و بينكم و فيما بين اللّه عزّ و جلّ و بينكم و انّ لى عملى و لكم عملكم ( 1 ) .
« من فرستادهء خدا به سوى شما هستم ، من دلسوز شمايم . نگوييد كه محمد از ماست . به خدا از ميان شما يا غير شما تنها پرهيزكاران ، دوستان مناند و بس . مبادا روز قيامت بياييد در حالى كه شما دنيا را بر دوش بكشيد و ديگران آخرت را . هان كه من عذرى بين خودم و شما و بين شما و خدا باقى نگذاشتم ، براى هر كس از من و شما عملش خواهد بود » .
3 . تواريخ نوشتهاند كه رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) در ايّام آخر عمر خود ، شبى تنها بيرون آمدند و به گورستان بقيع رفتند و براى خفتگان بقيع استغفار كردند . پس از آن به اصحاب خود فرمودند : جبرئيل هر سال يك بار قرآن را بر من عرضه مىكرد و امسال دو بار عرضه كرد ، فكر مىكنم اين بدان جهت است كه مرگ من نزديك است .
روز بعد به منبر رفتند و اعلام كردند كه موقع مرگ من فرا رسيده است . هر كس كه به او وعدهاى دادهام بيايد تا انجام دهم و هر كس از من طلبى دارد بيايد تا ادا كنم .
آنگاه به سخن خود چنين ادامه دادند :
ايّها النّاس انّه ليس بين اللّه و بين احد نسب و لا امر يؤتيه به خيرا او يصرف عنه شرّا الّا العمل . الا لا يدّعينّ مدّع و لا يتمنّينّ متمنّ ، و الّذى بعثنى بالحقّ لا ينجى الّا عمل مع رحمة و لو عصيت لهويت . اللّهمّ قد بلّغت ( 2 ) .
« أيها الناس ! ميان هيچكس و خدا خويشاوندى يا چيزى كه خيرى به او برساند يا شرّى از او دفع كند وجود ندارد جز عمل . همانا كسى ادعا نكند و آرزو نكند و خيال نكند كه غير از عمل چيزى به حالش نفع مىرساند . قسم به كسى كه مرا مبعوث كرد ، نجات نمىبخشد مگر عمل توأم با رحمت پروردگار . من نيز اگر عصيان كرده بودم سقوط كرده بودم . خدايا شاهد باش كه رسالت خود را ابلاغ كردم » .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، چاپ آخوندى ج 21 ، ص 111 نقل از كتاب « صفات الشيعة » صدوق ( ره ) .
( 2 ) . شرح ابن ابى الحديد ، چاپ بيروت ، ج 2 ، ص 863