مانند على كه مجسّمهء عمل و تقوا و پرهيزكارى است آدمى را شيفتهء رفتار على مىكند ، فكر گناه را از سر او بدر مىبرد ، البته به شرطى كه محبتش صادقانه باشد .
كسى كه على ( ع ) را بشناسد ، تقواى او را بشناسد ، سوز و گداز او را بداند ، نالههاى نيمه شبش را بداند و به چنين كسى عشق بورزد محال است كه خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوا و عمل مىكرد عمل كند . هر محبى به خواستهء محبوبش احترام مىگزارد و فرمان او را گرامى مىدارد . فرمانبردارى از محبوب ، لازمهء محبّت صادق است ، لهذا اختصاص به على ( ع ) ندارد ، محبّت صادقانهء رسول اكرم نيز چنين است .
پس معنى حديث « حبّ علىّ بن ابى طالب حسنة لا تضرّ معها سيّئة » اين است كه محبت على حسنهاى است كه مانع ضرر زدن گناه مىشود ، يعنى مانع راه يافتن گناه مىشود ؛ معنايش آن نيست كه جاهلان پنداشتهاند و آن اينكه محبت على چيزى است كه هر گناهى كه مرتكب شوى بلا اثر است .
برخى از دراويش از طرفى دعوى دوستى خدا دارند و از طرف ديگر از هر گناهكارى گناهكارترند ، اينان نيز مدّعيان دروغگو هستند .
امام صادق ( عليه السّلام ) مىفرمايد :
تعصى الاله و انت تظهر حبّه * هذا لعمرى فى الفعال بديع
لو كان حبّك صادقا لاطعته * انّ المحبّ لمن يحبّ مطيع ( 1 )
« خدا را معصيت مىكنى در حالى » كه مدّعى محبت او هستى ! به جانم قسم كه اين كار ، در ميان كارها ، شگفتآور است .
اگر محبت تو راستين مىبود او را اطاعت مىكردى ، زيرا طبيعى است كه هر دوستى مطيع دوست خويشتن است » .
دوستان واقعى امير المؤمنين ( ع ) همواره از گناهان دورى مىگزيدهاند ؛ ولايت آن حضرت نگاهدارندهء از گناه بوده است نه تشويق كنندهء به آن .
امام باقر ( ع ) مىفرمايد :
ما تنال و لا يتنا الّا بالعمل و الورع ( 2 ) .
« به ولايت ما نتوان رسيد جز با عمل نيك و پرهيزكارى و دورى از گناه . »
هامش
( 1 ) . بحار ، چاپ كمپانى ، ج 12 .
( 2 ) . اصول كافى ، چاپ اسلاميّه سال 1388 ، ج 2 ، ص 60