تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
گناهان افراد مسلمان از لحاظ عقوبت مانند گناهان غير مسلمانان است يا نه ؟ طرح مسألهء قبل ، از آن نظر كه يك عقيدهء علمى بشمار مىرفت ضرورت داشت ولى طرح اين مسأله ، يك ضرورت عملى است ؛ زيرا يكى از عوامل انحطاط و تباهى اجتماعات مسلمان در عصر حاضر غرور بىجايى است كه در دوره‌هاى متأخّر در عدهء زيادى از مسلمانان خصوصا اكثريّتى از شيعيان پديد آمده است . اگر از اين افراد پرسيده شود كه آيا اعمال نيك غير شيعه مورد قبول درگاه خدا واقع مىشود ؟ بسيارى از آنها جواب مىدهند : نه . و اگر از آنان پرسيده شود كه اعمال بد و گناهان شيعه چه حكمى دارد ؟ جواب مىدهند : همه بخشيده شده است . از اين دو جمله استنتاج مىشود كه آن چيزى كه هيچ ارزشى ندارد عمل است ، نه ارزش مثبت دارد و نه ارزش منفى ؛ شرط لازم و كافى براى سعادت و نيكبختى اين است كه انسان ، نام خود را شيعه بگذارد و بس . معمولًا اين دسته چنين استدلال مىكنند : 1 . اگر بنا باشد كه گناهان ما و ديگران يك‌جور مورد محاسبه قرار گيرد پس فرق بين شيعه و غير شيعه چيست ؟ 2 . روايت معروفى است : « حبّ علىّ بن ابى طالب حسنة لا تضرّ معها سيّئة » ( 1 ) يعنى محبت على ( ع ) حسنه‌اى است كه هيچ گناهى با وجود آن به آدمى لطمه نمىزند . در پاسخ استدلال اول بايد گفت فرق بين شيعه و غير شيعه وقتى آشكار مىگردد كه شيعه به برنامه‌اى كه رهبرانش به او داده‌اند عمل بكند و غير شيعه هم به برنامهء دينى خودش عمل كند ، آن وقت تقدّم شيعه بر غير شيعه ، هم در دنيا و هم در آخرت روشن مىگردد . فرق را در جانب مثبت بايد جستجو كرد نه در جانب منفى . نبايد گفت اگر شيعه و غير شيعه برنامه‌هاى مذهبى خود را زير پا بگذارند بايد تفاوت داشته باشند ، و اگر تفاوتى نباشد پس چه فرقى ميان شيعه و غير شيعه هست ؟ اين درست مثل آن است كه دو بيمار به طبيب مراجعه كنند ، يكى به طبيب حاذق مراجعه كند و دومى به طبيب غير حاذق ، ولى وقتى كه نسخه را از طبيب دريافت داشتند هيچ‌كدام عمل نكنند ؛ آنگاه بيمار اول گلايه كند كه فرق بين من و بيمارى كه به طبيب غير حاذق مراجعه كرده چيست ؟ چرا بايد من مريض بمانم همان طورى كه او مريض مانده است در حالى كه من به طبيب حاذق مراجعه كرده‌ام و او به طبيب غير حاذق .
هامش
( 1 ) . بحار چاپ كمپانى ج 9 ، ص 401