اين روايت است :
يعقوب بن شعيب گفت : از امام صادق ( عليه السلام ) پرسيدم :
هل لاحد على ما عمل ثواب على اللّه موجب الّا المؤمنين ؟ قال : لا ( 1 ) .
« آيا جز مؤمنين كسى ديگر هم هست كه پاداش دادن به او بر خداوند لازم باشد ؟ امام فرمود : نه » .
مقصود اين روايت اين است كه خداوند تنها به مؤمنين وعدهء پاداش داده است و به موجب وعدهاى كه داده است البته لزوماً به وعدهء خود وفا مىكند ، ولى در غير مورد اهل ايمان خداوند وعده نداده است تا لزوماً وفا كند ، و چون وعده نداده است پس با خود او است كه پاداش بدهد يا ندهد .
امام با اين بيان مىخواهد بفهماند كه غير اهل ايمان از نظر اينكه خدا پاداش مىدهد يا نمىدهد در حكم مستضعفين و مرجون لامر اللّه مىباشند ؛ بايد گفت كار اينها با خداست كه پاداش بدهد يا ندهد .
در ذيل همين باب كافى برخى روايات است كه ما در آينده تحت عنوان « گناهان مسلمان » از آنها ياد خواهيم كرد .
البته روايات مربوطه منحصر به آنچه ما در اينجا نقل كرديم نيست ؛ روايات ديگر هم هست . استنباط ما از همهء اين روايات همين است كه گفتيم . اگر كسى جز اين استنباط مىكند و نظر ما را تأييد نمىكند ممكن است نظر خود را مستدل بيان كند ، شايد مورد استفادهء ما نيز قرار گيرد .
از زاويهء ديد حكماى اسلام
فلاسفهء اسلام ، اين مسأله را به شكلى ديگر بيان كردهاند اما نتيجهاى كه گرفتهاند مآلًا با آنچه ما از آيات و روايات استنباط كرديم منطبق است . بو على سينا مىگويد :
« مردم همانطورى كه از لحاظ سلامت جسم و همچنين از لحاظ زيبايى جسم به سه دسته تقسيم مىگردند :
از لحاظ جسمى يك عده در كمال سلامت جسم و يا در كمال زيبايى اندامند ، و يك
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 464