- چرا .
- خوب آيا اينها مانند شما امام را مىشناسند ؟
- نه .
- پس وضع اينها چيست ؟
- به عقيدهء من هر كه امام را نشناسد كافر است .
- سبحان اللّه ! آيا وضع كعبه و طواف اين مردم را نمىبينى ؟ هيچ نمىبينى كه اهل يمن چگونه به پردههاى كعبه مىچسبند ؟
- چرا .
- آيا اينها به توحيد و نبوّت اقرار و اعتراف ندارند ؟ آيا نماز نمىخوانند ؟ روزه نمىگيرند ؟ حج نمىكنند ؟
- چرا .
- خوب آيا اينها مانند شما امام را مىشناسند ؟
- نه .
- عقيدهء شما دربارهء اينها چيست ؟
- به عقيدهء من هر كه امام را نشناسد كافر است .
- سبحان اللّه ! اين عقيده ، عقيدهء خوارج است .
امام آنگاه فرمود : حالا مايل هستيد كه حقيقت را بگويم ؟
هاشم كه به قول مرحوم فيض ، مىدانست قضاوت امام بر ضدّ عقيدهء او است ، گفت :
نه .
امام فرمود :
بسيار بد است براى شما كه چيزى را كه از ما نشنيدهايد از پيش خود بگوييد .
هاشم بعدها به ديگران چنين گفت :
گمان بردم كه امام نظر محمد بن مسلم را تأييد مىكند و مىخواهد ما را به سخن او برگرداند ( 1 ) .
در كافى پس از اين حديث ، حديث معروف مباحثهء زرارة با امام باقر ( عليه السلام ) را در همين زمينه نقل مىكند كه مفصّل است .
در « كافى » آخر « كتاب الايمان و الكفر » بابى دارد تحت عنوان : « با ايمان ، هيچ عملى زيان نمىرساند و با كفر ، هيچ عملى سود نمىبخشد . » ( 2 )
ولى رواياتى كه در ذيل اين عنوان آمده اين عنوان را تأييد نمىكند ؛ از آن جمله
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، باب الضلال ، ص 401
( 2 ) . كافى ، ج 2 ، ص 463