از وقت ، قلب يا كبد يا اعصاب خود را بيمار ، و عمر خود را كوتاه مىكند .
در برنامهء اسلام ، پارهاى دستورهاست كه عمل به آنها شرط تكامل روحى و معنوى است . بديهى است يك نفر غير مسلمان هر اندازه بىنظر و بىتعصب و خالى از عناد باشد ، به واسطهء محروميّت از استفاده از برنامهء كامل انسانيّت ، از مزاياى آن محروم خواهد ماند .
اينچنين شخصى طبعاً از عباداتى عظيم مانند نمازهاى پنجگانه و روزهء ماه رمضان و حجّ خانهء خدا محروم مىماند . مثل او مثل كسى است كه بدون برنامهء كشاورزى بذرى بپاشد ؛ هرگز محصولى را كه چنين كسى بدست مىآورد مانند محصول كسى كه طبق برنامهء صحيح و جامعى زمين را شخم مىزند و در وقت مناسب بذر مىپاشد و در هنگام وجين كردن وجين مىكند و خلاصه تمام اقدامات لازم فنّى و علمى را انجام مىدهد نخواهد بود .
فرق بين نيكوكار مسلمان و نيكوكار غير مسلمان را مىتوان چنين بيان كرد كه نيكوكار مسلمان همچون مريضى است كه تحت مراقبت و دستور يك طبيب حاذق برنامه دارد ، غذا و دوايش همه به دستور طبيب است ؛ هم از لحاظ نوع دوا و غذا و هم از لحاظ وقت آن و هم از لحاظ اندازهء آن كاملًا طبق دستور عمل مىكند ؛ ولى نيكوكار غير مسلمان همچون مريضى است كه برنامه ندارد و خودسرانه كار مىكند ؛ هر غذا يا دوائى كه به دستش مىرسد مىخورد ؛ چنين مريضى ممكن است احياناً يك دواى مفيد بخورد و نتيجهء خوب بگيرد ، ولى همينطور هم ممكن است دوائى را كه زيانبار و مهلك است مورد استفاده قرار دهد ؛ همچنين ممكن است يك غذاى مناسب بخورد ولى با ناپرهيزى بعدى و خوردن غذاى نامناسب ، اثر مفيد غذاى اول را هم خنثى كند .
با اين بيان روشن مىگردد كه تفاوت بين مسلمان و خداشناس غير مسلمان اين است كه مسلمان ، خداشناسى است كه برنامهء صحيح دارد ولى خداشناس غير مسلمان كارهايش بدون برنامهء صحيح است ؛ به عبارت ديگر مسلمان ، هدايت يافته است و غير مسلمان هر چند خداشناس باشد ، هدايت نايافته است . قرآن كريم در همين زمينه مىفرمايد :
فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا .
( 1 )
« اگر تسليم برنامهء محمّدى شدند پس راه را يافتهاند . »
هامش
( 1 ) . آل عمران / 20