عبارت ديگر : جحود اين است كه فكر و انديشه به واسطهء دليل و منطق تسليم گردد و حقيقت از نظر عقل و چراغ انديشه روشن گردد ، اما روح و احساسات خودخواهانه و متكبّرانه سرباز زند و تسليم نشود . روح كفر ، ستيزهجويى و مخالفتورزى با حقيقت در عين شناخت حقيقت است . قبلًا ، آنجا كه دربارهء مراتب تسليم بحث كرديم توضيحاتى راجع به اين حالت داديم . اكنون به مناسبت بحث از « آفتزدگى » توضيح بيشترى مىدهيم :
امير المؤمنين على ( ع ) در تعريف اسلام مىفرمايد :
الاسلام هو التّسليم ( 1 ) .
« اسلام يعنى تسليم حقيقت بودن » .
يعنى در جايى كه منافع شخص ، تعصّب شخص ، عادت شخص در مقابل حقيقت قرار مىگيرد ، آدمى خود را تسليم حقيقت كند و از هر چه جز حقيقت است صرف نظر كند .
جحود يعنى حالت كافرماجرايى ، آنچنان حالتى كه ابو جهل داشت ، مىدانست كه پيغمبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در دعوى نبوّت راستگو است ولى چون حالت كافر ماجرايى داشت ايمان نمىآورد . گاهى شنيده مىشود كه اشخاصى مىگويند ما حاضر هستيم به جهنم برويم ولى اين كار را نكنيم ، يعنى اگر اين مطلب حقيقت هم باشد ما حاضر نيستيم بپذيريم . تعبيرهاى ديگر از قبيل « سرقوز افتادن » ، « يكدنده بودن » و امثال اينها همه مبيّن همين صفت « جحود » است . قرآن كريم وجود اين صفت زشت را در برخى از افراد ، بسيار عالى مجسّم كرده است ؛ مىفرمايد :
وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ
( 2 ) .
« و زمانى كه گفتند خدايا اگر اين حق است و از جانب تو است ، پس ، از آسمان سنگى بر سر ما بيفكن يا عذابى دردناك بر ما وارد ساز . »
قرآن چه تابلويى را مجسم كرده است ! چگونه با نقل يك جمله ، روان بيمار برخى از افراد بشر را نشان مىدهد !
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، حكمت 125
( 2 ) . انفال / 32