« نوزاد به فطرت پاك زاييده مىشود ليكن پدر و مادر ممكن است او را يهودى يا نصرانى كنند . »
در سرشت هر موجودى كه از مسير اصلى خود منحرف گرديده است كششى وجود دارد كه او را بسوى حالت اوليه بازمىگرداند . به اصطلاح فلاسفه ، در هر طبيعت كه گرفتار قسر گردد ، ميلى براى رجعت به حالت طبيعى پديد مىآيد ؛ يعنى هميشه در جهان نيروى گريز از انحراف و توجه به سلامت و صحت حكمفرماست .
اينها شواهدى از چيرگى رحمت بر غضب است . وجود مغفرت نيز از همين اصل ناشى مىشود .
رحمت عام
اصل مغفرت ، يك پديدهء استثنائى نيست ، يك فرمول كلى است كه از غلبهء رحمت در نظام هستى نتيجه شده است . از اينجا دانسته مىشود كه مغفرت الهى ، عامّ است و همهء موجودات را - در حدود امكان و قابليت آنها - فرا مىگيرد . اين اصل در فوز به سعادت و نجات از عذاب ، براى همهء رستگاران مؤثر است ؛ لهذا قرآن كريم مىفرمايد :
مَنْ يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ ( 1 )
.
« هر كس كه در آن روز از عذاب خدا نجات يابد ، مشمول رحمت خدا قرار گرفته است » .
يعنى اگر رحمت نباشد ، عذاب از احدى برداشته نمىشود .
رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در خطبهاى كه در اواخر عمر شريفشان براى مسلمين ايراد فرمودند ، اين نكته را گوشزد فرمودند كه براى نجات و رستگارى ، دو عامل و دو ركن اساسى وجود دارد : عمل و رحمت .
قسمتى از آن خطبه اين است :
ايّها النّاس انّه ليس بين اللّه و بين احد نسب و لا امر يؤتيه به خيرا او يصرف عنه
هامش
( 1 ) . انعام / 16