تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
نگونبختى به اوج سعادت بالا برند ؛ يكى حبل من اللّه و دومى حبل من النّاس است ولى اگر كسى از اين دو حبل الهى سوء استفاده نمود ، جرم از ريسمان نيست ، علت اين است كه او در سر سوداى بالا رفتن نداشته است و البته چنين مردمى به وسيلهء قرآن و مكتب حسينى به قعر دوزخ برده مىشوند و اين حقيقت در جهان ديگر چنين مجسم مىگردد كه به فرمان قرآن و امامان به دوزخ افكنده مىشوند ؛ و اين است معنى قسيم الجنّة و النّار بودن . در روايت از رسول اكرم آمده است : انّ القرآن شافع مشفّع ، و ماحل مصدّق ( 1 ) . « قرآن شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و سعايت كننده‌اى است كه سعايتش پذيرفته مىشود » . حقيقتا تعبير عجيبى است . مىفرمايد : قرآن كريم ، هم شفيع مؤمنان و نيكوكاران است به بهشت سعادت ، و هم خصم كافران و مجرمان است به سوى دوزخ ؛ واسطه‌اى است كه آنان را به بهشت برين و اينان را به دوزخ مىكشاند . اين نوع از شفاعت را شايسته است شفاعت رهبرى بناميم و مىتوان آن را شفاعت « عمل » هم ناميد ؛ زيرا عامل اساسىاى كه در اينجا موجب نجات يا بدبختى گرديده است همان عمل نيكوكار و بدكار است . روشن است كه هيچ‌يك از اشكالات شفاعت بر اين گونه از شفاعت كه شرح داده شد وارد نيست و مخصوصا شفاعت به اين معنى با « عدل الهى » به هيچ وجه منافات ندارد ، بلكه مؤيّد آن است .

شفاعت مغفرت

دومين نوع شفاعت ، وساطت در مغفرت و عفو و بخشيدن گناهان است . اين معناى از شفاعت است كه آماج اشكالها و ايرادهاى منتقدين و منكرين قرار گرفته است ولى با توضيحى كه به خواست خدا در اين كتاب دربارهء آن داده مىشود روشن مىگردد كه نه تنها ايرادى بر آن وارد نيست بلكه از معارف عالى و گرانقدر اسلام
هامش
( 1 ) . تفسير عيّاشى ، ج 1 ، ص 2 .