است و مبناى خاصى دارد كه عمق معارف اسلامى را مىرساند .
جاذبهء رحمت
مقدمتاً بايد به اين نكته توجه كنيم كه براى نيل به سعادت ، علاوه بر جريان اعمال و گامهايى كه خود انسان برمىدارد ، يك جريان ديگرى نيز هميشه در جهان است و آن جريان رحمت سابقهء پروردگار است . در متون دينى آمده است :
يا من سبقت رحمته غضبه .
« اى كسى كه رحمت او بر غضبش تقدّم دارد »
حافظ در غزل معروف خود مىگويد :
مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو * يادم از كشتهء خويش آمد و هنگام درو
گفتم اى بخت بخسبيدى و خورشيد دميد * گفت با اينهمه از « سابقه » نوميد مشو
مقصود حافظ از « سابقه » ، سبقت رحمت پروردگار است ، ممكن هم هست كه مقصود او چيز ديگر باشد كه در آيهء كريمهء :
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ
( 1 ) بدان اشاره شده است .
به هر حال اين واقعيتى است كه در نظام هستى ، اصالت از آن رحمت و سعادت و رستگارى است و كفرها و فسقها و شرور ، عارضى و غير اصيل مىباشند و همواره آنچه كه عارضى است به سبب جاذبهء رحمت تا حدى كه ممكن است بر طرف مىگردد . وجود امدادهاى غيبى و تأييدات رحمانى يكى از شواهد غلبهء رحمت بر غضب است . مغفرت پروردگار و زايل ساختن عوارض گناه يكى ديگر از شواهد تسلّط رأفت و مهربانى او بر غضب و قهر مىباشد .
اصل تطهير
در نظام هستى ، يكى از جلوههاى رحمت الهى ، نمود تطهير است . دستگاه
هامش
( 1 ) . انبياء / 101