يكى از مباحثى كه در بحث عدل الهى ، بايد طرح و بحث و تحقيق شود مبحث « شفاعت » است . دربارهء شفاعت ، مشاجرات و گفتگوهايى هست و مخصوصا پس از ظهور كيش « وهابيّت » بازار گرمترى پيدا كرده است . كيش وهابيّت منسوب به محمد بن عبد الوهّاب است و هم اكنون تقريبا مذهب رسمى دولت سعودى بشمار مىرود ؛ كيشى است كه به نحوى بسيار سطحى و قشرى دم از توحيد در پرستش مىزند و به همين جهت بسيارى از معارف دقيق و عالى اسلام را منكر است . توحيدى كه وهّابيها طرفدار آن هستند مانند توحيد اشاعره با بسيارى از اصول اسلامى مخالف است .
ايراد و اشكال
آنچه به عنوان ايراد بر شفاعت گفته شده و يا مىتوان گفت از اين قرار است :
1 . شفاعت با توحيد در عبادت منافات دارد و اعتقاد به آن نوعى شرك است .
اين همان اشكالى است كه وهّابيها مطرح مىكنند و جمعى وهّابى مسلك در ميان شيعه نيز فريفتهء آن شدهاند ( 1 ) .
هامش
( 1 ) . عجبا در كشورى مانند ايران كه كلمات نهج البلاغه در ميان آنها كم و بيش مطرح است و فيلسوفانى مانند بو على