ليس اجلالك الكبار بذل * انما الذل ان تجل الصغارا
سعدى
بد اندر حق مردم نيك و بد * مكن اى جوانمرد صاحب خرد
كه بد مرد را خصم خود مىكنى * وگر نيك مرد است بد مىكنى
*
يكى گربه در خانهاى زال بود * كه برگشته ايام و بد حال بود
روان شد به مهمان سراى امير * غلامان سلطان زدندش به تير
روان خونش از استخوان مىچكيد * همى گفت و از هول جان مىدويد
كه گر رستم از دست اين تير زن * من و كنج ( موش ) و ويرانهى پيرزن
نيرزد عسل جان من زخم نيش * قناعت نكوتر بدوشاب خويش
نكوهشگر ، دوست
سرزنشگر را دوست دارم چرا كه خبر دوستم را به من مىرساند . رقيب خود را از آن جهت دوست دارم كه با رقابتش ، من حقيقت محبت را در خود مىبينم .
احب العذول لتكراره * حديث الحبيب على مسمعى
واهوى الرقيب لان الرقيب * يكون اذا كان حبى معى
نبض و قلب
جالينوس حكيم و پيروان او مىگويند : حركت نبض پيرو حركت قلب نيست و ديگران مىگويند حركت نبض تابع حركت قلب است . راى اين دو دسته در برابر هم است . برخى از گذشتگان گويند : انبساط قلب زمان انبساط نبض و انقباض آن زمان انقباض نبض است .
برخى از متأخران و جمع زيادى از گذشتگان بر اين باورند كه انقباض نبض زمان انبساط قلب و انبساط نبض زمان انقباض قلب روى مىدهد . صاحب موجز همين عقيده را پسنديده است .
مقوله حركت
حكماء اختلاف كردهاند كه حركت از كدام مقوله است ؟ گفته شده از مقوله وضع است .
برخى گفتهاند از مقوله اين است . و عدهاى مىگويند از مقوله كم است . حق اين است كه حركت نبض خاصيت هر سه مقوله است . و لذا اينكه از هر كدام اين سه مقوله باشد ، ممكن است .