لذتهاى دنيا و آخرت
انسانها در لذت مختلف هستند . بچه را نگاه كن ، در آغاز به راه افتادنش كه تا حدودى قوه تميز دارد ، از بازى لذت مىبرد و هيچ چيزى نزد او از بازى كردن لذيذتر نيست . پس از اين سن از كارهاى بيهوده چون لباس رنگى و مركب لذت بخش لذت مىبرد ، در اين سن بازى كردن كسرشأن محسوب مىشود . پس از اين سن ، نوبت به زر و زيور و علاقه به همسر و منزل و كلفت پيدا مىكند و اينها را لذيذ مىشمارد و غير اينها را پوچ مىانگارد . پس از اين سن نوبت لذت رياست و نيز ثروت و فخر فروشى به ياران و مريدان مىرسد . اين آخرين لذتهاى دنياست و خدا در قرآن بههمين ترتيب اشاره مىكند كه :
أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ .
« 1 »
پس از اين سن ، نوبت لذت علم به خدا و تقرب و محبت او و انجام وظايف عبادى و ترويج روح مناجات است و با اين حال تمام لذتهاى گذشته تحقير مىشود و حتى آدمى متعجب مىگردد از كسانى كه آنها را لذت مىشمارند .
نكته ديگر آنكه : چنانچه بهشت خانه لذتها است و چون لذتها به اعتبار اختلاف انسانها مختلف است ، لذتهاى بهشت چنانچه در كتابهاى آسمانى و صاحبان شرايع بيان كردهاند ، به گونههاى مختلفى درآمدهاست ، تا هر صفتى به آنچه لايق بر حال خود وى است برسد . چرا كه هر گروهى به آنچه نزد وى است خوشحال و مردم دشمنان جهل خود مىباشند .
انفاق
ابوسليمان داروانى گويد : من لقمهاى را كه به يكى از دوستانم بخورانم ، مزهاش را در دهان خود احساس مىكنم .
دوست
ابراهيم ادهم عازم بيتالمقدس بود . در راه مردى به او رسيد و گفت : مىخواهم در طول مسير با تو باشم . ابراهيم گفت : به شرطى بخشى از آنچه دارى ملك من نمايى . وى نپذيرفت . ابراهيم گفت : متعجب شدم از اينكه راست گفتهباشى .
هامش
( 1 ) - حديد ، 20 .