تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١

تفسير آيه اياك نعبد و اياك نستعين

مفسران در تفسير اين آيه وجوه عديده‌اى را مطرح كرده‌اند از جمله بهترين آنها چيزى است كه در تفسير فخر رازى آمده‌است و حاصل آن اين است كه در شريعت اسلام آمده‌است كه كسىكه چند جنس را در يك معامله خريد و برخى از آنها معيوب درآمد ، مشترى مىتواند همه‌ى اجناس را پس دهد يا همه را نگهدارد و اينكه تنها معيوب‌ها برگرداند صحيح نيست . ( اين عمل كه تبعض صفقه ناميده مىشود ، روا نيست ) . در نماز نيز انسان عابد كه عبادت ناقص بجا آورده‌است ، آن را تنها به خدا عرضه نمىكند بلكه با عبادت جميع عابدان از انبياء و اولياء و صالحان عرضه مىكند و عرضه كلى موجب پذيرش عبادت او مىشود چه اينكه حتماً خدا همه را با هم برنمى گرداند و رد برخى همان تبعض صفقه است و از آن نهى شده‌است پس خدا عمل او را نيز در ضمن عمل بقيه مىپذيرد .

بهشت يا مسجد

يكى از ارباب حال روزى به يارانش گفت : اگر مرا مخير كنند بين دخول در بهشت و دو ركعت نماز ، نماز را ترجيح دهم . گفتند : چرا ؟ فرمود : من در بهشت به بهره خود مشغولم و در نماز به حق پروردگارم و اين كجا و آن كجا .

شبلى در خواب

احياءالعلوم آورده‌است : كسى شبلى را پس از مرگش به خواب ديد و به او گفت : خدا با تو چه كرد ؟ گفت : با من مناقشه كرد تا بيچاره شدم . و چون مرا بيچاره ديد در رحمت خود فرو برد . ديگران نيز او را بخواب ديدند و از حالش پرسيدند وى دو بيت شعر گفت كه : با دقت به حساب ما رسيدگى كردند ، پس منت گذاشتند و آزاد كردند اين شيوه پادشاهان است كه با مملوك آن مدارا كنند .
حاسبونا فدقّقوا ثم منّو فأعتقوا * هكذا شيمة الملوكِ بالمماليك يرفقوا

حكومت

عبدالملك مروان نزديك مرگش در كاخ خود ، رختشويى را ديد كه لباسها را براى شستن به زمين مىزد ، گفت : اى كاش لباسشو بودم و خلافت را عهده دار نمىشدم . سخن او به ابوحاتم رسيد ، او گفت : خدا را سپاس كه اينان را به جايى رسانده كه لحظه مرگ آرزوى حالى را مىكنند كه ما در آن هستيم و البته چون مرگ ما رسد ، آرزوى حال آنها نكنيم .