باغستانهاى آن گردش كن و نور حكمت از مشرق آن بگير و براى گرفتن آن دندان حرص خود را بفشار و آن را بر كسىكه توان دركش ندارد نثار نكن ، و اين كتاب و برادرش ( مخلاة ) را همنشين تنهايى و مونس وحشت و باعث راحتى يار خلوت و رفيق مفرد و نديم حضر قرار ده كه اين دو كتاب همواره دو همسايه نيكو و دو داستان سراى عالى و دو استاد خاضع و دو معلم متواضع ، بلكه دو باغ با بوى خوش گل و دو زن نيكورخسار و دو ترانه خوان زيباپوش و دو خوش بوى در لباس جلال هستند . پس آنها را از غير طالبانش حفظ كن و جز براى خواستگارانش بذل ننما كه هركس جاهلان را دانش دهد ، نابودش ساخته و آنكه دانش را از صاحبان حق منع كند ، ظلم نمودهاست .
فمن منح الجهال علماً اضاعه * و من منع المستوجبين فقد ظلم