كلمه پيش آمد . از اينرو ، ريّان بن صلت و صفوان بن يحيى و محمد بن حكيم و عبد الرحمن بن حجّاج و يونس بن عبد الرحمن و جماعتى از وجوه و ثقات و سران شيعه ، در خانه عبد الرحمن بن حجاج در محلّه « بركة زلول » گرد هم آمده و در مصيبت از دست دادن امامشان مىگريستند . در اين حال يونس بن عبد الرحمن گفت : گريه را رها كنيد و بينديشيد كه تا زمان بلوغ و رشد اين كودك ( امام جواد عليه السّلام ) چه كسى مىبايست عهدهدار امامت شود ؟ ؟ در اين هنگام ريّان بن صلت برخاست و دست بر حلق يونس نهاده و در حالى كه وى را زير ضربات كتك گرفته بود ، گفت : آيا اظهار ايمان مىكنى و شرك نهان مىدارى ؟ ! اگر امر امامتش از سوى خدا باشد ، فرقى بين طفل يك روزه و پير صد ساله نيست ؛ و الّا عمر هزار سال نيز كفاف اين امر ندهد و او همچون فردى از مردم خواهد بود ! »
مسعودى در ادامه نقل مىكند كه : گروه مذكور به همراه تعدادى ديگر ، كه جمعشان به هشتاد تن مىرسيد ، در موسم حج ، به مدينه رفتند و ضمن مشاهده مقام علمى امام جواد عليه السّلام به امامتش يقين حاصل نمودند .
تأمل در اين نقل مىتواند ما را به چيزى فراتر از وكالت ، درباره « عبد الرحمن بن حجاج » رهنمون گردد ! اجتماع سران شيعه در منزل او براى مشورت پيرامون اين امر مهمّ ، مىتواند حاكى از نوعى رهبرى وى براى شيعيان عراق ، و به خصوص بغداد باشد ؛ و با توجه به سابقه مصاحبت او با سه امام پيشين و وكالت آنان ، وى بايستى « وكيل ارشد » يا « سروكيل » وكلاى عراق بوده باشد ؛ چنانكه برخى از محققان نيز بدان تصريح كردهاند . 7628712 خ 0 279 خ
روايات متعددى در بيان جلالت قدر وى نزد ائمه عليهم السّلام نقل شده است . شيخ مفيد وى را در زمره شيوخ و خواص و ثقات از اصحاب ابى عبد الله عليه السّلام بر شمرده است . 8628712 خ 0 280 خ بنا به نقل كشّى از نصر بن صباح ، امام كاظم عليه السّلام درباره « عبد الرحمن بن حجاج » شهادت داد كه :
« وى از اهل بهشت است ! » ؛ و امام صادق عليه السّلام مستمرّا به او مىفرمود : « يا عبد الرحمن ! كلّم اهل المدينة فانّى احبّ أن يرى فى رجال الشيعة مثلك ! » 9628712 خ 0 281 خ كه اين سخن دلالت بر مقام علمى و معرفتى وى و جايگاه والايش نزد امام صادق عليه السّلام دارد .
روايت ديگرى توسط كشّى درباره وى نقل شده كه پيرامون مدلول آن نظراتى ابراز شده است . بنابراين روايت ، هنگامى كه نزد امام كاظم عليه السّلام سخن از عبد الرحمن بن
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 491
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٤٩١