تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
كه صداى حضرت را شنيدم كه سخنى مىفرمود ولى نفهميدم چه مىگويد . از اين‌رو از خادم كه پشت سر من به در خانه آمد ، پرسيدم : سيد و آقايم پس از برخاستن من چه فرمود ؟ گفت : حضرت فرمود كه كيست اين‌كه مىخواهد خودش زمام هدايت را به دست بگيرد ؟ ! اين ( فرزند ريّان ) در بلاد شرك متولد شده و پس از خروج از آن‌جا نيز به سوى بدتر از كفّار و مشركان گرايش يافته است ؛ اگر خدا بخواهد هدايت مىشود » . 1258712 خ 0 526 خ اين تمامى آن چيزى بود كه كشّى درباره جريان اولين ملاقات « خيران » و امام جواد عليه السّلام نقل كرده است . اما نقل ديگر كشّى كه حاكى از وكالت « خيران » براى امام جواد عليه السّلام است ، بدين مضمون است كه حدود هشت درهم توسط اهالى « طرسوس » براى « خيران » ارسال مىشود و او درباره آنها ضمن نامه‌اى از امام جواد عليه السّلام كسب تكليف مىكند ، و اين‌كه آيا مجاز است از آن پس نيز از اين قبيل پول‌ها را كه به صورت هديه است ، يا از كسانى است كه وجوه شرعى را به امام عليه السّلام بدهكارند و به نزد خيران مراجعه مىكنند تا اداى دين كنند ، به صورت سرّى بپذيرد يا خير ؟ حضرت نيز در پاسخ مىفرمايد : تو مجاز به اخذ چنين اموالى هستى و در اين باره رأى تو همان رأى من است و كسى كه از تو اطاعت كند گويا مرا اطاعت نموده است ! و هداياى آنان را قبول كن چرا كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم هديه هيچ يهودى يا نصرانى را رد نكرد . كشّى پس از نقل اين روايت مىگويد : اين روايت دلالت بر آن دارد كه وى وكيل امام جواد عليه السّلام بوده است ؛ و در ادامه اضافه مىكند كه : اين خيران داراى مسايلى است كه آنها را از امام جواد عليه السّلام و امام هادى عليه السّلام روايت كرده است . 2258712 خ 0 527 خ درباره ارتباط خيران خادم با امام هادى عليه السّلام آنچه در دست است سخن شيخ طوسى است مبنى بر مصاحبت وى با آن جناب ، كه گذشت . علاوه بر اين ، روايتى از كلينى در دست است كه مربوط به « خيران اسباطى » است ؛ و با توجه به نبودن چنين نامى در مصادر رجالى ، بسيار محتمل است كه او در حقيقت همان « خيران خادم » يا « خيران قراطيبى » باشد . بنا به نقل كلينى ، در زمانى كه امام هادى عليه السّلام در مدينه بود و هنوز به سامرّا منتقل نشده بود ، « خيران اسباطى » كه تازه از عراق آمده و وارد مدينه شده بود ، به حضور حضرت شرفياب مىشود و حضرت درباره واثق و جعفر ( متوكل ) و ابن الزيات از او سؤال مىكند و او آنچه را ديده بود گزارش مىكند ؛ مبنى بر سلامت واثق و محبوس
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 546 | محمدرضا جبارى